98ia | نودهشتیا | دانلود رمان | دانلود رمان عاشقانه

Menu

دانلود رمان شیوه ی یک جنتلمن

نام کتاب: شیوه ی یک جنتلمن
نام نویسنده :مهلا توانا – rozaaa
موضوع کتاب: اجتماعی.عاشقانه.درام

خلاصه کتاب :
داستان از زبون راوی روایت میشه والبته گاهی هم دختر داستان که خاطراتش رو مینویسه…قصه ازاین قراره که دوتاشخصیت اصلی ما، اعتقاداتشون باهم فرق داره ولی یک وجه اشتراک دارن واونم اینه که هردو از ازدواج متنفرن! داستان در راستای زندگی هردوشون پیش میره وقراره شیوه های یک مرد، در اتفاقاتِ مختلف بیان بشه…اینکه تو هر اتفاقی شیوه های خاصی داره که ازاون یک مرد بااصالت ومحترم ساخته… قانون هایی که بهشون پایبنده ونمیخوادبه هیچ وجه عوضشون کنه!
تمام سختی ها ودشواری های زندگیش رو به راحتی باشیوه هاش مدیریت میکنه…وسربلند بیرون میاد، اما…
اون که به تازگی ازآلمان برگشته، توسط صمیمی ترین دوستش به مهمونی دعوت میشه واونجا دختری رو اتفاقی ملاقات می کنه که تمام زندگیش روتحت تاثیر قرارمی ده…
عشق هرچیزی می تونه باشه! ممکنه زمینی باشه یاآسمونی…همیشگی و عمیق باشه یاسطحی وزود گذر…تنهاچیزی که مهمه ابدی بودنشه! حقیقی بودنشه! فقط همین، عشق رو خاص می کنه! عشقی خالص…مقدس وپاک!
عشق بین هرکسی می تونه به وجود بیاد…فقط کافیه معنی عشق واقعی رو بفهمیم! اونوقت دیگه فرقی نداره بین زن وشوهرباشه یا بین دوتادوست ویا…
سخت است رسیدن، وقتی دیوار های سنگی میان من و توفاصله انداخته/
وقتی هیچگاه نمیتوان دیوارها را کنار زد و تو رابه دست آورد!

کتاب در حال تغییرات , به زودی لینک دانلود نسخه جدید کتاب قرار داده خواهد شد 

کپی برداری از مطالب نودهشتیا بدون درج نام و لینک نودهشتیا ( 98ia.co ) غیرمجاز بوده و پیگرد قانونی دارد

Categories:   رمان و داستان

Comments

  • Posted: ژانویه 7, 2017 13:29

    targol bano

    زیبا ومتفاوت. واقعا دیگه خسته شده بودم از رمانهای تکراری.این رمان عالی بود.مرسی از نویسنده
  • Posted: ژانویه 7, 2017 17:28

    سحر

    کلیتش قشنگ بود، متنش هم خوب نوشته شده بود... اما خدایی حیف بود که خواهر و برادر شدن...
  • Posted: ژانویه 7, 2017 17:45

    رضوان

    خیلی متنش خوب بود و داستانش تازگی داشت فقط حیف بود خواهر برادر بودن .... نویسنده با اینکه کار دومش بود ولی به نظرم عالی و پرمحتوا نوشته بود. در کل رمان خوبی بود ممنون از نویسنده عزیز.
  • Posted: ژانویه 7, 2017 20:05

    fereshte

    خیلی زیبا و متفاوت بود.مرسی از نویسنده ی عزیز بسیارآموزنده بود.منتظرکارهای بعدیتون هستم.
  • Posted: ژانویه 8, 2017 18:52

    ناشناس

    خیلی متفاوت اینکه پیامش جا انداختن فرهنگ بود و خیلی دوست داشتم ولی اصلا شخصیت سارا برام جالب نبود یکم لطافت واقعا بد نیست. خطر اسپویل* و یه سری چیزاشم عجیب بود برام مثلا بوسه حسام و سارا بعد از اینکه میدونستن خواهر و برادرن. نمیدونم شاید برای من خیلی عجیبه درکل خوب نوشته شده بود ولی داستانش رو دوست نداشتم بازم تبریک به نویسنده بابت این قلم خوب
  • Posted: ژانویه 9, 2017 09:50

    فاطمه

    یعنی دریک کلمه بی نظیر بود! یک رمان علاوه بر داستان احساسی که داره باید مخاطب ازش چیزی یاد بگیره واین کتاب واقعا گزینه ی خوبی بود.حتی ارزش چندبارخوندن رو هم داشت.باید به نویسندش تبریک گفت
  • Posted: ژانویه 9, 2017 15:49

    پریسا

    واقعن این مزخرفات چی بود آخه؟
  • Posted: ژانویه 9, 2017 16:20

    پریسا

    خواهر و برادر عاشق هم میشن، بعد که می فهمن خواهر برادرن، همچنان عاشقانه با هم رفتار می کنن!!!!! چه فانتزی بیخودی. چطور این خزعبلات اینجا قرار می گیره؟ خانم نویسنده!!!!!! حداقل چهار تا کتاب بخون
  • Posted: ژانویه 9, 2017 18:00

    خواننده رمان

    در کل رمان خوبی بود. این که برادر خواهر بودن از باقی رمان ها متمایزش می کرد. ولی خیلی بد جنسی و ضد حال بود که خواهر برادر شدن... شما به احساسات کاراکتر هایی که ساختی فکر نمی کنی به فکر قلب ضعیف خوانندگان رمان باش حداقل(خخخخخخ)
  • Posted: ژانویه 9, 2017 18:59

    zahra

    رمان زیبایی بود ممنون از نویسنده عزیز متفاوت واموزنده پسرا باید بخونن و یاد بگیرن البته بعضی از پسرا واقعا قابل احتراما
  • Posted: ژانویه 12, 2017 11:13

    مریم

    اول لازمه که خسته نباشید بگم به نویسنده به هر حال ایشون زحمتشون رو کشیدن، اما خب رمان جای تفکر و کار بسیار داشت، اول اینکه شخصیتی که از سارا در ابتدا تصور شده بود در اواسط رمان کاملا بهم خرد، خب دختر مذهبی که بتصویر کشیده بودید بسیار گستاخ با پدر و مادری ک بزرگش کردن رفتا و برخورد داشت، بنظر من شیوه ی بیرون اومدن از خانواده و زندگی با برادرش باید بیشتر کار می شد، و اینکه زندگی ک تصویر کرده بودید زندگی برادرانه و خواهرانه نبود خیلیی شبیه عاشق و معشوق بود و اینکه اگر دختر داستان مشکل در ایجاد رابطه با جنس مخالف داشت با توجه به رشته تحصیلی باید به درمان می. پرداخت این مسئله اصلا نرمال نیست که به تصویر کشیده بشه و البته شاید در زمان 23 سالگی تفکرش خام بود و با علاقه شدید به برادرش پیدا کرده بود، سخت بود ازش دل کندن اما بعد از 10 سال ادامه این روند یکم خنده دار بوود، و البته اینکه من از این داستان به هیچ عنوان نکته مثبتی دریافت نکردم و آموزنده نبود، شخصیت ها خوب تصویر نشده بود، از نظر من ایرادات بسیار داشت.
    • Posted: ژانویه 14, 2017 20:46

      نویسنده

      من میخواستم تفاوت فرهنگ هارو نشون بدم. مذهب هیچ ربطی به ادب نداره و نمی تونیم بگیم شخصی که مذهبیه حتما با ادب هم هست.خانواده ى سارا فقط روی جنبه های مذهبی اون کار کردن نه تربیتی! و اینکه عوض نشدن سارا هم به این دلیل بود که نمی خواستم داستان پایان غم انگیزی داشته باشه
      • Posted: ژانویه 15, 2017 16:00

        مریم

        نویسنده عزیز، دختری ک شما به تصویر کشیدید فقط تظاهر می کرد، بحث من از این جهت هست ک ایشون تا پیش از اینکه متوجه راز داستان بشه راه به راه تو آغوش یک مرد بود بدون کوچک ترین مشکلی، من شخصا آدم مذهبی نیستم اما تا اونجا ک سطح سوادم اجازه میده همچین مسئله ای نرمال نیست، و خب منظور شما رو از غم انگیز متوجه نمیشم این خواهر و برادر میتونستن تا آخر عمر در کنار همسرانشون زندگی کنن و با این حال بسیار هوای هم رو داشته باشن، اساسا برادر داشتن به منزله یه پشتوانس نه زندگی عاشقانه!!
  • Posted: ژانویه 12, 2017 21:40

    mahla

    تربیت هیچ ربطی به مذهب نداره!نمی تونیم بگیم شخصی که مذهبیه حتما باتربیته! بی احترامی های دختر داستان می خواست تفاوت خانواده هارو نشون بده ...اینکه برادرش دریک خانواده ی بافرهنگ بزرگ شدو جنتلمن شد و دخترداستان دریک خانواده ای که به جز جنبه ی مذهبی رو هیچ یک از جنبه های تربیتی وآداب و معاشرتی سارا کار نکردن! و درضمن دوست داشتن فقط نمی تونه مال زن وشوهر هاباشه و یک خواهروبرادرهم می تونن همو خیلی زیاد دوست داشته باشن! ویژگی شاخص دختر داستان این بود که هیچوقت نمی خواست حرفش رو عوض کنه...ورو این نکته همیشه تاکید داشت!اگه داستان رو بادقت خونده باشین این نکته رو متوجه می شدید!پس عوض نشدن نظرش حتی بعداز ده سال نمی تونست غیر عادی و خنده دارباشه!!!
    • Posted: ژانویه 15, 2017 17:35

      مریم

      شما بحث من رو اشتباه متوجه شدید مهلا ی عزیز، بحث من تناقض هست! من به جرات میتونم بگم بالغ بر 500 جلد و بیشتر کتاب مطالعه کردم، از نظر شما یک برادر خواهر همدیگر رو عاشقانه بغل میگیرن تا بخوابن! شما یک دوست داشتن معمولی رو از این کتاب برداشت کردید! من کتاب رو اتفاقا با دقت مطالعه کردم و هر آن انتظار داشتم رویه عوض شه اما من فقط رفتار دو نامزد در ذهنم میچرخید و تصویر سازی میشد، بله این رو قبول دارم که تربیت دختر بصورت عالی در خانوادش شکل نگرفته بود اما نویسنده دختر هنجار شکنی رو بتصویر نکشیده بود! دختر ساده ای و بی تجربه ای تصویر شده بود که حد و حدود رو رعایت میکنه و رفتار دور از انتظاری رو با این شرایط من ازش دیدم، بحث خنده دار بودن رو برای این مطرح کردم که بگم بچه گانه بود، واقعاااا زندگی آنقدر بچه گانه نیست و این حتی از فانتزی هم فراتره، من انتظار دارم مطلبی که میخونم واقعا به شعورم توهین نشه! من کلا با کاراکتر های داستان ارتباط برقرار نکردم، البته من برای نظر شما احترام قائل هستم و به هر حال دیدگاه ها بسیار متفاوت هست، فقط انتظار بیشتری داشتم و متاسفانه برآورده نشد... حتماً نویسنده عزیز در آینده در نوشتن پیشرفت بسیاری خواهند داشت که این راه قطعا باید نقد ها رو پذیرا باشن
  • Posted: ژانویه 13, 2017 05:17

    سميه

    سلام فكركنم دوستان تا حالا رمان خوب نخوندن باعرض معذرت ازنويسنده بالاخره زحمت كشيده ولى رمان فوق العاده بدى بود دوستام پيشنهاد ميكنم يه رمان از خانم منا معيرى بخونن متوجه ميشن فرق رمان خوب وبد واقعا شاهكارن خانم معيرى ممنون
    • Posted: ژانویه 15, 2017 16:49

      mahla

      عزیزم مرسی از نظرت ولی من فکر می کنم شما چیزی ازسلیقه های متفاوت نشنیدی! هرکسی ممکنه یک نوع داستان رو دوست داشته باشه که طبیعتا نویسنده ش هم فرق می کنه.همه دیگه از خوندن رمان هاى تکراری خسته شدن و من فقط تلاشم این بود که یک سری آداب و فرهنگ هارو در قالب یک داستان متفاوت بیان کنم.
  • Posted: ژانویه 13, 2017 08:47

    امید

    کتاب خوبی بود به خصوص برای آقایون☺ و داستان کلی نکته داشت که من به عنوان یک مرد خیلی چیزها ازش یاد گرفتم. اصولی که بین متن داستان اومده بود کارایی داشت و به جا بود. باتشکر از نویسنده و متن قوی و زیباشون.
  • Posted: ژانویه 14, 2017 16:32

    الهام

    mn donbal y romanm k dokhtare konkoor ghabool nmishe mire hoze elmie unja ba y pesari ezdevaj mikone
  • Posted: ژانویه 14, 2017 17:41

    maryam

    سلام خدمت مدیر محترم.. ببخشید نویسنده های سایت قبلی نودو هشتیا دیگه نیستن؟؟؟ قبلا هر روز ده تا رمان جدید میومد رو سایت ولی الان نه ... نمیشه سایت رو بر گردونین مثل قبل؟؟؟
  • Posted: ژانویه 14, 2017 18:15

    نگار/تبریز

    بچه ها من خیلی وقت پیش یه رمانی خوندم ولی الان اسمش اصلا یادم نیس رمان در مورد یه دختر درسخونه که بطور اتفاقی و با یه شماره ی اشتباه با یه پسری اشنا میشه،باهاش دوست میشه و پسره تهدیدش یکنه که اگ باهاش ازدواج نکنه عکسهاشو پخش میکنه،ازدواج میکنن بعد دختره رتبه ی 8 کنکور میشه ولی پسره نمیذاره بره تهران دانشگاه و دختره مجبور میشه تو شهر خودش مامایی بخونه،بعد باردار میشه و نمیدونم بخاطر چی چن روز میره یه شهر دیگه ولی وقتی برمیگرده میبینه شوهرش با چنتا دختر بهش خیانت کرده و دستگیر شده و الانم تو زندانه... تو رو خدا کسی اسم رمانو میدونه بگه
    • Posted: ژانویه 15, 2017 04:12

      admin

      در انجمن از کاربران سوال کنید
  • Posted: ژانویه 15, 2017 20:12

    افسانه

    بى سرو ته ترين كتابى بود كه خواندم ، به هيچ اصولى پايبند نبود ميتونم بگم بد ترين كتابى بود كه تا به حال خوانده بودم خيلى راه داريد تا نويسندگى
    • Posted: ژانویه 15, 2017 21:15

      mahla

      اگر از نظرشما این رمان بدترینه پس مشخصه که تاحالا کتاب نخوندین!
    • Posted: ژانویه 15, 2017 21:21

      مینا

      قشنگ بود ولی بی نهایت فانتزی مرسی از نویسنده
  • Posted: ژانویه 15, 2017 22:54

    yasna

    سلام به مهلا جان عزیزم. خب بنده نقد دوستان دیگه رو خوندم و واقعا متعجب شدم! این اصلا درست نیست که دو تا نویسنده رو با هم مقایسه و حکم صادر کنید؛ هرنویسنده باید با خودش، سنش و تعداد رمانهاش و متن رمانهای قبلی و یک سری از اصول نویسندگی سنجیده بشه...بگذریم، از طرفی من از مهلا جان هم میخوام که برای پیشرفت خودشون یه کم روحیه ی انتقادپذیریشون رو بالا ببرن. بگذریم. بخاطر امتحانات و یه سری مشکلاتی که برام پیش اومد متاسفانه نتونستم رمان رو تاآخربخونم ولی در اصرع وقت حتما مطالعش میکنم. تا اونجایی که من خوندم، قلم پخته بود و جذاب. نسبت مکالمات و متن اندازه بود، منظورم اینه که نه رمان در حالت ایستا بود و نه حالت فیلمنامه به خودش گرفته بود. تنها چیزی که یه خرده تو ذوق میزد، ری اکشن سارا زمانی بود که فهمید حسام برادرشه. بنظرم زیادی زود پذیرفت این موضوع رو! نه سوالی از پدرومادر و نه ... البته این نظر منه و نظر بقیه دوستان رو هم حتما بپرس. امیدوارم موفق و پیروز باشی! یه موضوعی که بیشتر هم برمیگرده به تصمیم گیری مدیران: خب من یکی دوتا از رمانهای سایت رو که خوندم، با مشکلات تایپی و غلط های املایی روبرو شدم متاسفانه. بنظرم وجود یک ویراستار یا برنامه ای که رمانها رو ویرایش کنه لازمه، چون گاهی نویسنده ها نسبت به غلط های املاییشون جاهلن و فکر میکنن درست نوشتن درصورتی که اینطور نیست.باتشکر
    • Posted: ژانویه 17, 2017 03:09

      Z

      قلم پخته؟؟؟؟؟؟مطمینید؟؟؟؟؟؟؟؟؟درضمن رای اکشن سارا تو کل کتاب مسخره و بچه گانه بود
    • Posted: ژانویه 17, 2017 14:08

      نویسنده

      باسلام خیلی ممنون از نظر شما و اینکه اگر کامل نخوندید صبر کنید چون به زودی قراره پایانش عوض بشه!!! قراره رمان تغییر کنه و اصلاح بشه لطفا صبور باشید...
  • Posted: ژانویه 16, 2017 21:33

    نرگس

    خسته نباشید به نویسنده به نظر منم با نوشتن این کتاب به شعور مخاطب توهین کردین. هیچ توجیهی نمیتونم برای روند این داستان پیدا کنم. روابط عاشقانه خواهر و برادر!!!!! رفتار عجیب و متناقض سارا با والدینش !!! و ... در هر قسمت داستان تناقضات و اشکالات اساسی وجود داره. امیدوارم موفق باشید.
  • Posted: ژانویه 18, 2017 15:16

    نویسنده

    دوستان گلم سلام! همون طور که از پیام بالا مشخصه رمان قراره عوض بشه! و تا چند روز آینده نسخه ی جدیدش روی سایت قرار می گیره.ممنون میشم اگر تا اومدن نسخه ى جدید از گذاشتن کامنت صرف نظر کنید! و بعد از دانلود نسخه ى جدید ومطالعه ی پایان رمان،نظرات تون رو ارسال کنید.