98ia | نودهشتیا | دانلود رمان | دانلود رمان عاشقانه

Menu

دانلود رمان عاقبت گرگ زاده

نام کتاب : عاقبت گرگ زاده

نویسنده : پگاه کرمی – Pegahkarami کاربرانجمن نودهشتیا

موضوع : عاشقانه

خلاصه کتاب : مستانه ی من همون مستانه ای که توی وجود همه ی ما وجود داره که گاهی طغیان می کنه و گاهی از درد به خودش می پیچه… خیلی زیبا نیست پولدار نیست و هیچ شاهزاده ی سوار بر اسبی هم عاشقش نمیشه که اون رو از تنهایی هاش جدا کنه مستانه جوادی قصه ی من یک آدم واقعی که اسیر طوفان های زندگیش می شه و تا وقتی اسیر نمیشه این موضوع رو نمی فهمه مثل همه ی ما خیلی واقعی پر از نقص و تنهایی

 

صفحه اول :

برگ اول: بی کسی – مستانه بیا دیگه دق دادی من دختر. همه رفتند باال ما جا موندیم. -کیوان جان نگران خودمی یا دوستای دبیرستانم؟ محکم با مشت به بازوم کوبید که صدای آخم رو خوردم. بغض به قلبم نیشتر زد. یادم آمد که مادر امروز صبح نیشگون عمیقی از بازوی نحیفم گرفته بود. کیوان جلوتر از من رفت تا زودتر برسد. به قول مادرش اصالت از سر و روی این سه بچه می بارید. کامیار پسر خاله ی بزرگم که قطعا داماد بزرگ خانواده ی من میشد و عروس هزار داماد خاندان نجفی با آن لوندی های خاص خودش را به نامش می زد. کیوان هم که آنقدر همکالسی های من دوره اش کرده بودند که قطعا با توجه به این حجم از توجه یک آدم اصیل محسوب میشد. کتایون با آن موهای عسلی هرچند با دو تجدیدی هزار بار شایسته تر از من بود و من فرزند سوم خانواده که ندانسته مغضوب بود و با این جثه ی نحیف و بینی دراز و قلمی،با یک چهره ای معمولی قطعا فاقد هر گونه اصالت بود . کتابخانه نودهشتیا عاقبت گرگ زاده – پگاه کرمی – کتابخانه مجازی نودهشتیا w w w . 9 8 i a . c o 4 خاله:کیوان مادر اومدی بیا غذا برات نگه داشتم کامیار:چقدر دیر اومدی کلک و همه آمدن کیوان را دیدند و آمدن و گرسنگی من را کسی ندید. غذایی برای من نگه نداشته بودند و جایی برای نشستن من نبود. لعنت به این بغض که امروز عجیب نیشتر می زد. مرتضی:مستانه چرا نمی شینی با صورت اشاره کردم جا نیست اما پدر فهمید که من زبان به گالیه باز کرده ام و با نگاه غضب آلودی به کناری در فاصله ای دور از خودشان اشاره کرد. به سمت تخته سنگ رفتم و نگاهم بدرقه ی مریم شد که با کامیار به گوشه ای برای حرفهای به اصطالح پیش از ازدواجشان رفتند و خیره ی کیوان که زهره جدیدترین دوست دخترش یعنی دوست صمیمی من به او مرد خوش قد و باال و خوش چهره ی فامیل زنگ زده بود و کتایون دلربا که درگیر صحبتهای خاله زنکی شده بود. کاش کنار کتابهایم بودم. مرتضی: بیا واست یه لقمه گذاشتم کنار فیلسوف لقمه را از او گرفتم. بوی جوجه ی کباب شده مستم کرد. -مرسی داداش بزرگ مرتضی:کبود شده جای نیشگونش -نمی دونم مرتضی:شدی کیسه بوکسشون. از خودم عقم می گیره وقتی نمی تونم کاری برات بکنم. هیکل بزرگ کردم ولی چه فایده؟؟ حاال هم که دانشگاهم مشهد .. دیگه حتی نیستم بعد کتک خوردنت بیای تو بغلم و گریه کنی نفس عمیقی کشید و ادامه داد: تا دیر نشده برو پیش عمه. اونا که ….

دانلود کتاب با فرمت PDF

دانلود کتاب با فرمت APK ( نسخه موبایل – اندروید )

Categories:   اندروید, رمان و داستان, مخصوص موبایل, نوشته کاربران سایت

Comments

  • Posted: اکتبر 31, 2016 19:46

    maral ghaffarian

    بکی دو ستل پیش یهرمان اینجا خوندم از این تخیلی/افسانه ای ها. اتفاقات تو بگمونم آمریکا میگذشت و شخصیتها خارجی بودن . دختری که متوجه شد نیروهای عجیبی داره و با یه هم نوع خودش به سفرعجیب تری رفت. کسی اینو خونده؟ یادشه؟ اسمشو میدونه؟ فایلشو داره؟ یکی از بهترین داستانهای این سایت بود از نظر نگارش و محتوا و ....
    • Posted: نوامبر 19, 2016 20:16

      زهرا فاتحی

      سلام اسم رمان بازگشت بود و متاسفانه فایلشو ندارم و موافقم عاااااااللللللییییییی بود به کسایی که نخوندن توصیه اش میکنم اما ب نظرم باید جلد دومم داداشته باشه
    • Posted: ژانویه 7, 2017 09:23

      mulane

      اسم رمان افسانه ی آرابلا بود خیلی قشنگه حتما بخون
  • Posted: نوامبر 1, 2016 09:38

    تنهاتر از تنها

    سلام بر مارال خانوم عزیز.این رمان رو من هم خوندم.اینی که میگی جلد اولشه.سه جلد بود با نامهای: 1-درنده ی تاریکی شب 2-در بطن شب 3-در انتهایی ترین نقطه ی شب رمان قشنگی بود.دختری که خون آشام شد و ...درسته؟؟ فایلشو دارم ولی بلد نیستم چیکار کنم که به دستت برسه.اسمشونو که گفتم.برو دانلود کن...
  • Posted: نوامبر 1, 2016 11:52

    سحر

    سلام خوبی... خوب نوشته بودی پگاه جان، ولی کاش اینجا تموم نمی کردی، یه کم بعدشم می گفتی که بالاخره اینها چطور با هم کنار اومدن... شاید خوب بود که بیشتر مستانه رو محکم تر نشون می دادی... یعنی شخصیتش به نظر خیلی انفعالی می اومد... بازم بنویس... موفق باشی
  • Posted: نوامبر 1, 2016 19:57

    Sepideh

    خوب نبود در واقعیت وجود نداره این جور رابطه ها مثل فیلم هندیه بود دیگه فیلمایه هندیم اینطوری نیست معذرت بابت نظرم
  • Posted: نوامبر 2, 2016 19:07

    mahkame

    پگاه عزیز کامل خوندمش...موضوع داستان گرچه تازه نبود اما خوب بود ...نکته قوتش قلمت بود .قلمت باعث شد تا انتهای داستان پیش برم. این جا جای نقد نیست ولی احساس می کنم داستان خیلی جای کار زیادی داشت ...جمله بندی ها یک جایی باعث سر در گمی می شد .مهم تر از همه قضیه نبود ویراستار که بیشتر به تصمیمات جناب مدیر بر می گرده ... پایان داستان و خیلی دوست داشتم ،اینکه همه چی به خوبی و خوشی تموم نشده بود پایان و زیباتر کرده بود ،من به شدت طرفدار پایان های بازم. سخن آخر اینکه می شه فهمید شما قابلیت های بیشتر از این و داری و مطمئنا داستان می تونست خیلی بهتراز این باشه . به امید موفقیت های بیشتر شما
  • Posted: نوامبر 2, 2016 20:01

    تنهاتر از تنها

    من رمان رو تا آخر خوندم.از پایان داستان خوشم اومد.و هدف داستان رو پیش خودم اینجور شناختم که میخواست بگه همه ی عشق وعاشقی ها به پایان خوش ختم نمیشن و این وسط کسانی هستند که بر خلاف عشق و میلشون به زندگی ادامه میدن اما هنوز همگیج بعضی از وقایع داستانم که آدم رو سردرگم میکرد.مثلا از یه شاخه،تندی میپرید رو شاخه ی دیگه جوری کهمن هنوز هنگ اون یکی اتفاق بودم.این ینی داستان روند تندی داشت و چشم رو هم میزاشتی،میدیدی 8 سال گذشته!!! ولی در کل رمان خوبی بود نویسنده ی عزیز ممنونم از زحمت هات.
  • Posted: نوامبر 2, 2016 20:05

    تنهاتر از تنها

    راستی یه خواهشی دارم.لطفا از این بهبعد خلاصه ی رمان هارو در حاله ای از ابهام نذارید!خلاصه یعنی خود رمان اما مختصر،برای آشنایی.نه برای مقایسه با دیگر رمان ها و شخصیت های خوشبختشون. باز هم ممنون
  • Posted: نوامبر 3, 2016 11:31

    دریتا

    شلوم شلوم رمان عالی بوود بی نظیر بوود بازم از این رمان باحالا بزارید ممنون پگاه جووون
  • Posted: نوامبر 3, 2016 14:59

    نسیم

    سلام ببخشید این رمانای قدیمی سایت چی شدن؟ سایتتون قبلا خیلی خوب بود اما الان ادم قاطی میکنه میاد تو سایت کاش بشه مثل قبلش کنین
    • Posted: نوامبر 3, 2016 15:41

      admin

      سلام به زودی تغییر پیدا میکنه ظاهر سایت
      • Posted: نوامبر 4, 2016 12:40

        maya

        سلام خسته نباشید خیلی خوشحال شدم که قراره سایت تغییر کنه امیدوارم که موفق باشید اگه اشکال نداره میخواستم یه پیشنهاد بدم اونم اینه که اگه ممکنه در سایت جدید تون یه قسمتی رو بگذارید با نام قلم اولی ها و یه قسمتی به نام حرفه ای ها اینطوری راحت تر میشه تفکیک کرد رمانها رو از هم دیگه بازم خسته نباشید و مشتاقانه منتظربازگشت پر اقتدار 98ی ها به دنیای فرهنگ این مرز و بوم هستم
        • Posted: ژانویه 30, 2017 14:55

          joody

          دوست عزیز در اون صورت کسی سمت قلم اولی ها نمیره.. بلخره هر حرفه ایی یک قلم اولی بود این کار خیلی خودخواهانس...به جای اینکار بهتره بشه به رمان ها مثل فیلما از 5نمره بدیم...اونجوری حد اقل معقول تره
  • Posted: نوامبر 3, 2016 21:04

    elham

    سلام,خواهش میکنم سایت و مثل قبل کنین من خیلی وقت کتاب خوب نخوندم
  • Posted: نوامبر 4, 2016 07:46

    atefa

    سال دوستان یه سوال داشتم کسی‌ میدون کمکم کنه. . دنبال یه رمان می‌گردم ولی‌ اسمش رو یادم نمیاد.. رمان در مورد یه دختراست که مادر اشو تو زلزله‌ از دست میده و دانشجو هست بعد مجبور می‌شه بره خون خالش یا عمّش..ولی‌ بد چند مدت میره سر کار که با خواستگارش دوباره دیدار می‌کنه که بد چند اتفاق میره خونه پسر با خانواده اونها زندگی می‌کنه....
    • Posted: نوامبر 26, 2016 18:51

      asemoon

      سلام اسم رمان آسانسور بود که دختر در اثر زلزله تو آسانسور حبس میشه و....
      • Posted: دسامبر 9, 2016 17:05

        راحله

        سلام دوست گرامی کتاب مورد بحث فرصتی دیگر است آسانسور موضوعش کلا فرق داره
    • Posted: دسامبر 9, 2016 17:02

      راحله

      سلام دوست عزیز اسم کتاب فرصتی دیگر است نوشته امیدوار سرچ کنید راحت پیداش میکنید
  • Posted: نوامبر 4, 2016 10:42

    شبنم

    سلام ادمین عزیز چرا سایت این قدر بد شده این رمانها خیلی کمن. بیشتر از 99 درصدشو رو خوندم بعضیهاش هم خیلی قدیمین. چیکار کنیم ما آخه
    • Posted: نوامبر 5, 2016 18:03

      admin

      به زودی کتاب های جدید قرار داده میشه
  • Posted: نوامبر 5, 2016 05:50

    mastore

    salam lotfan rahnamaei konin k man chetor mitonam ozve sait besham akhe tamame etelaatam doroste ama vase vared kardane kode amniati moshkel daram kod ro dorost vared mikonam ama ozviatam taeid nemishe.lotfan rahnamaeim konim
    • Posted: نوامبر 6, 2016 20:09

      admin

      دوست عزیز کد رو به چه صورت وارد میکنید ؟ سوال عضویت یک سوال ساده داره کد امنیتی یک تصویر تصادفی به شما نمایش میده , عبارت درج شده در تصویر رو باید در کادر وارد کنید
  • Posted: نوامبر 6, 2016 12:48

    مستی

    سلام،لطفا راهنمایی کنین که چطورمیشه عضوسایت شد؟قسمت کد امنیتی واسه من مشکل داره،نمیدونم کدوم کد رو باید وارد کنم،جداگانه وارد میکنم قبول نمیکنه باهم وارد میکنم بازم نمیشه
    • Posted: نوامبر 6, 2016 20:08

      admin

      دوست عزیز کد رو به چه صورت وارد میکنید ؟ سوال عضویت یک سوال ساده داره کد امنیتی یک تصویر تصادفی به شما نمایش میده , عبارت درج شده در تصویر رو باید در کادر وارد کنید
      • Posted: نوامبر 7, 2016 05:05

        mastore

        خب اینو میدونم که باید عبارت تصویر رو وارد کنم اما دوتا عبارت میده من به چن روش تست کردم.تک ب تک وارد کردم نشد عبارات رو باهم وارد کردم نشد
        • Posted: نوامبر 7, 2016 20:48

          niloufar

          چرا رمانهای منا معیری رو دیگه تو سایت نمیذارین؟؟من هرچی سعی میکنم,نمیتونم از جای دیگه دانلود کنم.خیلی رمانهاش عالی و بی نقص ه,قبلا از همین سایت دانلود میکردم.لطفا بازم رمانهای جدیدشونو بذارین
  • Posted: نوامبر 7, 2016 17:02

    2041364

    سلام من قبلا یه رمان خوندم که دختره از دوست پسرش حامله است وقتی میخواد با پسره ازدواج کنه پدر پسره که حاجی بازاری بوده اون مجبور میکنه با زن برادرش ازدواج کنه پسره هم دختر صیغه میکنه کسی اسم این رمان میدونه با تشکر
    • Posted: نوامبر 17, 2016 17:14

      یاسمن

      سلام اسم رمان رسوب هست رمان فوق العاده ای است
  • Posted: نوامبر 8, 2016 05:07

    raha6369

    سلام ب برو بچه های نود هشتیا بازگشتتون رو تبریک میگم از شروع ب کار دو بارتون بسی خرسندم خیلی خوشحالم ک دوباره برگشتید ادمین عزیز لطفا سایت رو ب روال قبلتون برگردون اینجا محیطش یکم غریبه اس
  • Posted: نوامبر 9, 2016 15:16

    raha6369

    ادمین جان قبلا هرروز رمان جدید روصفحه اصلی میومد الان چرا 3روز ب روز نشده سایت ؟ادمین جان بهد قرنی سایت راه اندازی شده ب این عشق اومدیم ک نودهشتیا بهتر سایت مجازی رمان لطفا مارو ناامید نکن
    • Posted: نوامبر 14, 2016 03:04

      mahkame

      اکثر رمان های سایت فعلا در حال تایپ هستن...
    • Posted: نوامبر 24, 2016 21:21

      Artmis69

      رمان ها اکثرا در حال تایپن می تونین وارد انجمن، بخش تایپ رمان بشین و بخونین : )
  • Posted: نوامبر 10, 2016 20:26

    nasim

    سلام دنبال یه رمان قدیمی میگردم اسمش یادم نیست فقط دختر داستان عاشق پسر عموش بوده پدرش میمیره میان شهر عموش اینا بعد میفهمه پسر عموش عاشق یکی دیگست یعد عموعه به پسرش میگه اگه با دختر عموش ازدواج کنه بعدش اجازه داره یا عشقشم ازدواج کنه اجر داستان دختره سرطان خون میگیره میمیره اسمشو بگین دوست دارم بازم بخونمش خواهش.
    • Posted: ژوئن 22, 2017 06:18

      دنیا

      دلواپس دقایقم باش
  • Posted: نوامبر 11, 2016 05:27

    raha6369

    سلام ادمین جان قرار نیس صفحه ب روز بشه ؟رمان حدید بذار خو
  • Posted: نوامبر 13, 2016 05:21

    ترانه

    سلام ببخشید رمان های جدید از نویسنده های قبلی سایت نود وهشتیا نمی ذارین یعنی هر چند روز یک بار رمان جدید نمی ذارین؟
  • Posted: نوامبر 14, 2016 15:15

    شیما

    خیلی قشنگ بود رد قلمت رو کاغذ پگاه جان
  • Posted: نوامبر 15, 2016 16:34

    ehsankhan

    Ehsankhan Sepehri: دوستان من رمان خیلی خوندم.و خیلی هم علاقه مندم که بنویسم خودم..اما متاسفانه جور نشده..اما این دفعه تصمیم گرفتم که واقعا دیگه شروع بکنم..منتها به راهنمایی نیاز دارم ..اگه کسی هست که میتونه راهنماییم کنه
    • Posted: نوامبر 24, 2016 21:22

      Artmis69

      فکر میکنم بخش راهنمای ارسال کتاب در انجمن بتونه راهنماییتون کنه موفق باشین : )
  • Posted: نوامبر 16, 2016 11:16

    nasim

    بازم سلام کسی نمیدونه اسم رمان چیه الان یادم اومده که دختر عموعه اسمش رها بود که اول با برادر پسر عموش که عاشقش بود اردواج کرد اما اون میمیره با عشقش ازدواج میکنه که پسر عموعه بهش میگه دوسش نداره بعد با دختری که دوسش داشت که اسمش ترانه بود اردواج میکنه بعد رها سرطان میگیره ترانه حامله میشه دوقلو بچه ها خواهش اگه میدونین اسمش چیه بگین دلم میخواد دوباره بخونمش
  • Posted: نوامبر 16, 2016 12:39

    zeinabi

    سلام دوباره ادمین چرا فرمت جاوا رو نمیزارین؟ احساس میکنم دارین تبعیض میکنین. چرا؟ :|
    • Posted: نوامبر 23, 2016 11:59

      admin

      فرمت جاوا دیگه قرار داده نمیشه
  • Posted: نوامبر 16, 2016 18:59

    neda

    سلام.میشه چندتا رمان قشنگ بهم معرفی کنید.همخونه ای نباشه.مثل بامداد خمار و ارباب باشه.کسی میدونه؟؟؟؟!
  • Posted: نوامبر 17, 2016 19:05

    nasim

    ادمین اسم رمانو پیدا کردم میشه بزاریش؟ اسمش دلواپس دقایقم باش نویسنده امین اشناب ممنون میشم واسه دانلود بزاری.....
  • Posted: نوامبر 18, 2016 21:05

    نگار

    سلام...میخواستم خواهش کنم سایت محبوب نودهشتیا رو احیا کنید من قبلا خیلی از خوندن کتابهای بی نظیرش لذت میبردم لطفا سایت رو مثل قبل‌قوی و پرجاذبه کنید
  • Posted: نوامبر 22, 2016 12:12

    Atefeh

    سلام دوستان دنبال یه رمان می‌گردم ولی‌ هر چی‌ فکر می‌کنم به ذهنم راه نامید که اسمش چی‌ بود خلاصه داستان این بود که دختر فارغ‌التحصیل از یه رشته می‌شه و تو یه شرکت کار می‌کنه که همکلسش هم اونجا به عنوان معاون کار می‌کنه که از دوران دانشگاه از دختر خوشش میمدا ولی‌ دختر قبول نمی‌کنه...بد تو یه زلزله‌ دختره مدرشو از دست میده و خودش هنگام زلزله‌ تو آسانسور میمونه. ..... بد چند روز با کمک همون پسر نجات پیدا می‌کنه......
  • Posted: نوامبر 25, 2016 13:08

    تنها تر از تنها

    سلام آدمین عزیز.میخواستم بدونم ادامه ی رمانهای زیر در حال تایپ هستن آیا??? -قلب من برای تو یاد تو برای من -چهار تفنگدار -محله ی ممنوعه و این رمانها:ویرانگر . ببار بارون جواب بدید ممنون میشم
  • Posted: نوامبر 25, 2016 19:13

    Khanommim

    نویسنده توانایی بالایی داره منتها تجربه کم کاملا مشهود بود.
  • Posted: دسامبر 4, 2016 15:52

    Khanommim

    ادمین عزیز میشه خواهش کنم رمان های جدید به سایت اضافه کنید چند وقته مدام به سایت سر میزنم خبری نیست ممنون?
  • Posted: دسامبر 4, 2016 19:41

    mrym

    داستانش جدید نبود ولی در کل بد نبود. و چندتا عیب داشت. یکی اینکه دیگه زیادی شاعرانه شده بود و واسه کسایی که اهل شعر نباشن خسته کننده است مخصوصا جملاتی که توی گفت و گو ها رد و بدل میشد. و اینکه ته داستان خیلی بد تموم شد. میتونست ادامه داشته باشه که مستانه چجوری به کامیار عادت میکنه.
  • Posted: دسامبر 7, 2016 09:24

    مریم

    بیشتر رمانهای این سایتو خوندم... خوبن
  • Posted: دسامبر 9, 2016 07:32

    amiiitis_74

    سلام. چرا فرمت Epub نمیذارید؟؟؟ چرا از تکنولوژی دور میشین :/ فرمت پی پی اف ک فقط بدرد کامپیوتر میخوره تو موبایل ریز و اعصاب خورد کنه. Apk هم بخوبی epub باز نمیشه و مشکلات خودشو داره. خواهشا epubهم بذارین. اینجوری ما باید اینجا اسم رمانو ببینیم بعد سرچ کنیم برا فرمتای دیگه ش. شما خودت تاحالا با epubخوندی؟یبار بخونی دیگه نمیتونی با فرمتای دیگه ارتباط برقرار کنی!
    • Posted: دسامبر 13, 2016 15:17

      admin

      دوست عزیز در کتاب های اینده فرمت های دیگه قرار داده میشه , امکان قرار دادن فرمت های دیگه برای کتاب های فعلی امکان پذیر نیست
  • Posted: دسامبر 13, 2016 13:13

    فرشته

    سلام میشه زود به زود تو سایت رمان بزارید چند وقته سایت هیچ تغییری نکرده . ممنون
  • Posted: دسامبر 13, 2016 19:59

    Raha6369

    کی قرار رمان حدید بیاد رو صفحه دو.ماه وضع همینه ،قبلا سایت هرروز کتاب حدید میذاشت دو تا، سه تا الان مدتهاس تغییری ندادین
  • Posted: دسامبر 14, 2016 10:58

    maede

    به نظرم یه نویسنده نباید اینطور مبهم به پایان برسه
  • Posted: دسامبر 14, 2016 11:18

    maryam

    واقعا خدا اقای جوشنی رو رحمت کنه ?????قبلا نودو هشتیا چقد پر رونق بود
    • Posted: دسامبر 21, 2016 19:05

      r.sh

      واقعا
  • Posted: دسامبر 21, 2016 16:54

    مهراوه

    سلام دوستان من دنبال یه رمانی هستم که سال قبل از98یا دانلودش کرده بودم خلاصه اش این بود که دختره با یه پسره تصادف میکنه اسم پسره هم متینه خلاصه دختره هم پول دیه ازش نمیگیره در عوض دختر از پسره میخواد تا راننده شخصیش بشه ممنون میشم اگه کسی اسم رمان رو میدونه بهم بگه
  • Posted: دسامبر 21, 2016 19:04

    r.sh

    سلام من رمان سيگار شكلاتى ادامه شو ميخوام كسى ميتونه كمكم كنه؟آيا؟؟
  • Posted: دسامبر 22, 2016 08:21

    نوشین

    اره..اما یه رمان جدید گذاشتن
  • Posted: دسامبر 22, 2016 12:40

    نوشین

    اره
  • Posted: دسامبر 24, 2016 17:16

    سینوس

    سلام خوب نبود
  • Posted: دسامبر 29, 2016 07:54

    مریم

    خیلی ضعیف
  • Posted: دسامبر 29, 2016 14:30

    محمد

    خوب بود
  • Posted: دسامبر 29, 2016 19:07

    Jooodi05

    What happened?! Chera injuri shode??
  • Posted: دسامبر 31, 2016 04:43

    ستایش

    سلام.من دنبال یه رمان میگردم قبلا توی سایت قبلی نود و هشتیا خوندمش اما اسمش یادم نمیاد .خانمه که نقش اوله چند سای از ازدواجش میگذره اما شوهرش خیلی سرد و خشک وخانمه جدیدا دستش مشکل پوستی گرفته و به تازگی به شوهرش شک کرده البته بعدن میفهمه شکش بی مورد بوده.یواش یواشم داره از رفتار شوهرش خسته میشه
  • Posted: ژانویه 3, 2017 17:14

    rozmina

    من اصلا از طرز نوشتن رمان راضی نبودم هی از یه جا میپریدی یه جای دیگه .بعد اصلا متوجه شخصیتات نشدم همشون زود بدون این که معرفی کنی میرفتن ولی موضوت قشنگ بود.
  • Posted: ژانویه 9, 2017 17:16

    دنیا

    موضوع قشنگ بود ولی بد نوشته شده بود این همه شعرو شاعری این حجم از راحتی خونواده ی دختر هر دقیقه با چارتا پسر تو سفر این همه شخصیت که میومدن و میرفتن پایانش که انقد زیادیییی باز بود و راحت پذیرفت کامیار گولش زده و چه میدونم اینکه دختر داستان ما معمولی بوده انقد همه عاشقش شدنو حالا خوبه معمولی بوده همه چششون دنبالش بوده خداییش یه ذره داستانارو ب واقعیت نزدیک کنین قرار نیست حتما عشقا بین یه دختر پسر خوشگل باشه یا حتما دختر ما زشت و زیبا دورو برش پر خاطر خواه باشه یا حتما یه طرف رابطه همه دنبالش باشن عاشقش باشن خوشتیپ باشه زورگو باشه ب بسم الله اقای سامان ورداشته جلو برادر دختره دستشو میگیره مینشونه رو صندلی میگه حرکت نکن بکن لباستووعوض کن نکن میتونست خییییییلییییی بهتر ازین حرفا باشه قلم نوشتنش خوب بود ولی بد نوشته شده بود
  • Posted: ژانویه 20, 2017 10:32

    بهارخانم

    سلام سایت شما قبلا عالی بود همه نوع کتابی درش بود سانسور بیخودم نداشت ومن خیلی دوسشون داشتم ولی الان خیلی ناامید شدم یه مدتم که فیلترش کردن بعدمدتها سرزدم وامید داشتم. . .
  • Posted: ژانویه 24, 2017 12:43

    مریم

    کاش نویسنده هایی مثل خانم دل آرا دشت بهشت, فاطمه ایمانی و اون خانم روانشناس دوست داشتنی ساکن بندر انزلی بازم برامون رمان بذارن. رمانهاشونو بسیاااار دوست دارم
  • Posted: ژانویه 28, 2017 18:23

    dlaram

    سلام دوستان یک سوال داشتم خدمتتون میشه رمان های زیاب مثل گناهکار..تلاقی دوخط موازی...وامثال این رمان ها رومعرفی کنید؟ یه رمانب ود که دختر پولداری بود و کارگاه خیاطی بادوستاش کارمیکنه وخودش رو همجنس باز نشون میده اسم رمانش روکسی میدونه؟
  • Posted: فوریه 2, 2017 10:46

    نویسنده رمان

    خیلی ممنونم از نظراتتون به زودی رمان جدیدم رو براتون ارسال می کنم امیدوارم با نظراتتون من رو همواره در این مسیر همراهی کنید با تشکر
  • Posted: فوریه 20, 2017 13:55

    سایه

    سلام .خسته نباشید .ببخشید چند وقت پیش یه رمان گذاشتید گفتید سه تا اپیزود داره.اسمش امدی جانم به قربانت بود.قسمتای دیگه چی شدن؟؟؟سه ساله منتظرشم.
  • Posted: فوریه 21, 2017 19:03

    آمین

    سلام.من یه رمان قبلا از سایت رانلود کردم نصفشو خوندم مامانم حذفش کرد بعدشم سایت فیلتر شد.دارم دیوانه میشم.این بود ک یه پسر یه نفری رو پیدا میکنه میبرش خونش بعد معلوم میشه که دختره و ۹سالش بوده.اونو میده به یه خانواده و اونا بزرگش میکنن .بعدم دختره میخواد ازدواج کنه ولی همون پسره بهش علاقه داره.میرن کیش برا ازدواج دختره..اینجاش مامانم حذفش کرد سر جدتون هرکی میدونه بگه.من مخم ترکید
  • Posted: آوریل 10, 2017 10:36

    زهرا

    خوندم ولی اصلا اصلا اصلا خوب نبووودددد سبک نگارش خیلی داغون موضوع زیادی افسانه ای و غیر واقعی اخر داستان یهو تموم شد باید خیلی بیشتر از اینا تلاش کنین. سبک نگارش همش غم انگیز و شاعرانه اصلا ب دل نمیشینه
  • Posted: می 3, 2017 21:10

    مرضیه

    اصلا رمان خوبی نبوو،خیلی تخیلی،در عین حال خیلی از جاها انگار داستان در ذهن نویسنده میگذرد و بخشیش گفته شده،و آخرش که اصلا معلوم نیست چطور تمام میشود،خیلی از جاها مثل آخر داستان نیمه تمام می ماند،به نظرم ارزش خوندن نداشت