آخرین مطالب

درباره نویسنده :

مطالب مرتبط

38 دیدگاه ها

  1. 1

    Reyhaneh.kh

    یه رمان معرکه ، متفاوت و آموزنده . پیشنهاد می کنم حتما بخونینش و تبریک می گم به نویسنده ی عزیز بابپ قلم گیراشون . منتظر جلد دوم رمان تون هستیم . در پناه حق

    Reply
    1. 1.1

      فرزانه رجبی

      این نظر لطف شماست ریحانه جان…
      جلد دوم در حال تایپ هستش…
      موفق باشین!

      Reply
  2. 2

    sara

    سلام دوستان.من قبلا یه رمان خوندم اسمش یادم نیست.ممکنه کسی اسمشوبدونه؟ داستان دختری بود که به خاطر عمل قلب مادر تنها دوستش مجبور شد یک شب رو با رئیس شرکتش باشه (که رئیس در کودکی صحنه تجاوز به مادرشو دیده بود و روح اسیب دیده ای داشت) بعدا به تدریج این دو نفر عشق هم شدن..

    Reply
    1. 2.1

      فرزانه رجبی

      اگه اشتباه نکنم اسمش سنگ قلب مغرور هست

      Reply
  3. 3

    ژینـا

    به نظر من عالیه واقعا متفاوت و فوقلعاده!
    پیشهناهاد یکنم حتمااا حتما بخونیدش(:

    Reply
    1. 3.1

      فرزانه رجبی

      تشکر…
      امیدوارم جلد دوم هم رضایت شما رو در پی داشته باشه!

      Reply
  4. 4

    helia128

    واقعا مقدمه تون،فوق العاده بود..همینجوری برید جلو و از حرکت نایستید.انشاءالله حتما تا آخر خواهم خوند.
    موفق باشید و خداوند پناهتون باشه ♥

    Reply
    1. 4.1

      فرزانه رجبی

      ممنونم از لطف شما….
      امیدوارم ارزش نگاه و وقت شما رو داشته باشه…

      Reply
    2. 4.2

      Sahel

      به نظر من هم مقدمه عالی داشتند ..

      Reply
  5. 5

    یه دختر زیر آسون خدا(:

    باید بم همه چیزش عالیه فوقلعاده احساسی..
    یه سمت هاییش مثل سفر به تهران و حرفای میلا منو به خنده انداخت
    و قسمت فیم حرفای ماهان اشکمو در آورد!
    هنوز تا اون فیلم ماهان خوندم و به نظرم این رمان عالیه
    و نویسنده اش واقعا پر استعداده و همونطور که دوستان گفتن واقعا تکه
    همیشه موفق باشید خانم رجبی عزیز…

    Reply
    1. 5.1

      فرزانه رجبی

      ممنونم دوست خوبم،شماهم موفق باشید

      Reply
  6. 6

    Arghavan

    آفرين به تو نويسنده عزيز با همين مقدمه ى زيبا كه من الان سريع شروع ميكنم به خوندن👏👏👏

    Reply
    1. 6.1

      فرزانه رجبی

      امیدوارم از خوندنش پشیمون نشید.

      Reply
  7. 7

    Sahel

    راستش اولش نمیخواستم دانلودش کنم ولی بعد دیدم اسم شخصیت اصلی ساحل هست ..وسوسه ام کرد….😊😊😊این رمان دو جلد است ؟؟آخه روی عکس زدید جلد یک …

    Reply
    1. 7.1

      فرزانه رجبی

      خب خداروشکر که اسمش ساحل بود..
      بله عزیزم در دو جلد هستش که خوشبختانه طرفداران جلد دوم خیلی خیلی بیشتر هستن…
      جلد دوم درحال تایپ هستش و تا نیمه مرداد ماه تموم میشه به امیدخدا…

      Reply
  8. 8

    marzie

    ببخشید یه رمانی بود که دختره دانشجوی کشاورزی بود بعد شمالی بود و توی تهران دانشجو بود.پرستار یه خانمی میشه بعد نوه ی خانمه از خارج از کشور میاد و بعد یه اتفاقاتی عاشق هم میشن
    و ازدواج میکنن

    Reply
  9. 9

    Mahsa

    قلم فوق‌العاده ناپخته و مبتدیانه
    بنظرم اونایی که میگن فوق العاده عالی بوده این رمان یا دوستای نویسندن یا تا بحال رمان نخوندن.
    اصلاً جذاب نبود که بخوام وقتمو صرف بیشتر از خوندن ۵۰ صفحش کنم.
    نویسنده عزیز همین فرمون بری جلو تو دیواری.

    Reply
    1. 9.1

      فرزانه رجبی

      در اینکه این رمان قلم ناپخته ای داره و مبتدیانه نوشته شده اصلا هیچ شکی نیست،چون من بدون اینکه اول داستان رو بنویسم شروع به تایپ کردم،یعنی از ذهنم که دیالوگ ها رو می چیدم مستقیما تایپ می کردم برای همین مجبور شدم این رمان رو به یک ویراستار و بعد به یک منقتد بسپارم تا کمکم کنند،و گفته شده که نقطه ضعف من شروع رمان هستش که شاید ترغیب نکنه خواننده رو ولی بدون هیچ تعریف میگم که تنها دلیل من برای دو جلدی کردن رمان و تایپ الان جلد دومش در انجمن با وجود کنکور داشتنم تنها درخواست طرفداران داستان بوده اونم نه فقط چند نفر،و گرنه من رمانم اون چیزی که میخواستم شد و نیاز به جلد دوم نداشت،این دو نفر لطف داشتن به من و دوستانم نیستن،رمان من از اواسطش خودش رو نشون داده..من قرار نیست نویسنده بشم که بخورم توی دیوار،من برای سرگرمی نوشتم و می نویسم…
      نظر شما محترم ولی لازم دیدم دفاع کنم…

      Reply
      1. 9.1.1

        فرزانه رجبی

        اینم اضافه کنم که شاید الان قلمم بهتر شده باشه،چون جلد دوم با وجود گذشتن 15 پست همین ابتدا به شکل عجیبی طرفدار پیدا کرده…

        Reply
    2. 9.2

      poriya

      دوست عزیز
      خود نویسنده گفت که کار اولش هست
      بعد شما میخوای قلم این نویسنده با کسی که 10 اله داره یاداشت میکنه یکی باشه؟

      Reply
      1. 9.2.1

        فرزانه رجبی

        ممنونم پوریای عزیز.

        Reply
    3. 9.3

      helia128

      دلیل بر اینکه پارتی بازی باشه یا تا به حال رمان نخونده باشیم نیست مهسایِ عزیز..هرکس یه سلیقه ای داره و کسانی که خوششون میاد به این معنی نیست که پارتی بازی میکنن یا نویسنده نباشن نیست..
      موفق باشید♥

      Reply
      1. 9.3.1

        فرزانه رجبی

        ممنونم!

        Reply
  10. 10

    faty

    سلام عزیزم
    با توجه به این که اولین رمانت بوده باید بگم نوشته هات خام بود و هنوز جا برای پخته شدن داره
    اما عموما تمام کسانی که حالا یه نویسنده معتبر توی سایت ها شدن اولین رمانشون قلمی خام داشته
    به امید روزای بهتر برای تو در نویسندگی

    Reply
    1. 10.1

      فرزانه رجبی

      ممنونم عزیزم،من خودم تمام ایراد و این ناپختگی ها رو قبول دارم،رمانی که از ذهنم مستقیم تایپ شد بدون اینکه بخوام از قبل توی دفتر بنویسم و اینکه هیچ پیش زمینه ای نبود باید عهم پر از اشکالات باشه ولی من همه تلاشم رو کردم تا جلد دوم این ناپختگی آشکار رو نداشته باشه و منتقدین عزیز همراهم باشند،امیدوارم جلد بعدی نظر شما رو جلب کنه…

      Reply
  11. 11

    فاطمه

    راستش منم خوندم چند صفحه رو ولی جذبم نکرد که ادامشو بخونم..

    Reply
    1. 11.1

      فرزانه رجبی

      متاسفانه مشکل من در شروع رمان بود که باعث شد خیلی از مخاطبان رو از دست بدم…

      Reply
  12. 12

    yasna

    سلام. فرزانه جان من نه می خوام به قول هودت هویتتو خدایی نکرده به لجن بکشم و نه حرف بدی بزنم و یا بد حرف بزنم. کاملا دوستانه می خوام انتقاد کنم.
    من بیشتر از ۶‌۰ صفحه رو نتونستم بخونم، چون واقعا چیزی جذبم نکرد.
    من عاشق شخصیت های پولدار و بد حجاب و بی دین و ایمون و از این دست رمان ها نیستم و ازشون متنفرم! خیلی خوب بود که توی رمان شخصیتا نماز می خوندن، حجاب داشتن و … خیلی چیزای دیگه! ولی ببین عزیزم، تنها گفتن اینکه شخصیت نماز می خونه برای آموزنده بودنش کافی نیست. منِ بر فرض بی نماز، دنبال یه دلیلی برای نماز خوندن شخصیت می گردم. یه دلیلی که منو هم به سمتش بکشونه. خیلی خوبتر می شد اگر این مسائل رو به چالش می کشیدی. جذاب تر می شد.
    قلم ناپخته بود. رمان اوله و طبیعیه. ولی یه سری مکالمات طولانی و گاها بی نتیجه، خواننده رو از ادامه دادن رمان منصرف می کنه.
    گاهی اوقات اغراق زیاد بود! مثلا من دلیل اون همه غش و ضعف ساحل رو برای ماهان درک نمی کردم!
    و از همه مهمتر اسم رمان … اسم به موضوع می خورد ولی این کافی نیست عزیزدل! اسم باید منِ خواننده رو جذب کنه. “عشق یا مسئولیت” گویای تمام محتوای رمان هست ولی جذاب … هرگز!
    یک مورد دیگه. شاید این فقط نظر من باشه و دیگران مخالف باشن. بنظرم بیان دقیق ساعت، اون هم به دفعات، کسالت باره! حتما نباید شخصیت بگه ساعت مثلا ۶:۳۰ صبحه؛ اینو میتونه از گرگ و میش هوا هم تشخیص بده.
    و در آخر امیدوارم موفق و موید باشی.

    Reply
    1. 12.1

      فرزانه رجبی

      سلام…
      ممنون از وقت و نظرتون،دیدگاه شما محترم،جواب شما هم مثل دوست نفر قبل…
      شما هم موفق باشین!

      Reply
  13. 13

    marziyeh

    ب نظرم خوب نبود……من نتونستم بیشتر از چند صفحه بخونم..اغراق در تا آید ب خواندن نماز.مکالمات تا پخته…متاسفم

    Reply
    1. 13.1

      فرزانه رجبی

      نظرشما محترم!

      Reply
  14. 14

    sasa

    awliiiiii … behtarin roman …

    Reply
    1. 14.1

      فرزانه رجبی

      منتظر انرژی و حمایتت در جلد دوم هم هستم عزیزم!

      Reply
  15. 15

    ttt.a

    رمانو نخوندم ولی مقدمه رو خیلی قبول دارم دیگه تو مجازی از هر 1000 تا رمان یکی پیدا میشه که تا نسبتی رمان باشه نویسنده ها که بشن بچه های ناشی سیزده ساله و انتشار رمان تو سایت ها مث آب خوردن ارزش هر چی داستان و نویسندس میره زیر سوال

    Reply
    1. 15.1

      فرزانه رجبی

      دلیل اصلی دست به قلم بردن من و دخالت در کار نویسندگان بزرگ همین بود…هرچند ناپخته ولی اون اعتقاداتم رو تونستم منتقل کنم…

      Reply
  16. 16

    کلارا

    محض اطلاعت کسی که پرستاری خونده نه دکتر میشه نه جراح فقط پرستار میشه
    واقعا مسخره بود

    Reply
    1. 16.1

      فرزانه رجبی

      این اشتباه بزرگ رو قبول دارم،ولی با دقت می خوندید متوجه می شدید که این مشکل حل شد.
      موفق باشید

      Reply
  17. 17

    نازنین

    سلام بچه ها. دنبال اسم یه رمانم. درمورد دختری که از خونه فراری شده و شروع به تن فروشی میکنه و با پسری به اسم مهیار(البته فک کنم اسمشو) انشنا میشه و دوست پسرش میشه ولی بعد از چن سال پسره ترکش میکنه و بعد ار مهیار با فردی به اسم یزدان اشنا میشه و عنوان منشی تو شرکتش کار میکنه و با اون ازدواج میکنه ولی بعدا چنتا ار مشتری هاش به یزدان میگن که همسرت خودفروش بوده و و دختره هم میگه که من یه خواهر دوقلو داشتم 🙁 اخرش هم دوتا پسردوقلو گیرش میاد

    Reply

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمام حقوق مادی و معنوی برای نودهشتیا محفوظ است .