98ia | نودهشتیا | دانلود رمان | دانلود رمان عاشقانه

Menu

دانلود رمان مریم در دست روزگار

نام کتاب : مریم در دست روزگار

نویسنده : mz1379 کاربرانجمن نودهشتیا

موضوع : عاشقانه , درام

خلاصه رمان :

درباره دختریه به اسم مریم که بعد از تجربه عشق تو ۱۵ سالگی ، یه حصار محکم دور خودش کشید تا نه کسی وار حریمش بشه و نه اون از حریمش خارج بشه .
حالا بعد ۸  سال همزمان با اومدن فرهاد ، برادر دوست صمیمیش از فرانسه و اومدن میلاد ، پسر عمش از آلمان که برای تحصیل به اونجا رفته بودن اتفاقاتی براش میفته که یه کم پیچیدس اما قشنگه . پسر عمش میاد خواستگاری اما اون خودش نمیدونه چطوری اما بهش جواب رد میده اما درست فردا شبش به خواستگاری فرهاد جواب مثبت میده و از همون شب میلاد که پسر عمشه به این فکر میفته که هر طور شده مریم رو بدست بیاره اما بعد از مدتی نا امید میشه و میخواد کنار بکشه اما فرهاد …

 

دانلود کتاب با فرمت PDF

دانلود کتاب با فرمت Epub ( به زودی )

 

 

Categories:   رمان ایرانی, رمان و داستان, نوشته کاربران سایت

Comments

  • Posted: اکتبر 1, 2016 15:56

    Fateme

    با سلام خدمت ادمین عزیز...اول اینکه خسته نباشید♡، با عرض پوزش فقط تا قسمتی از رمان دانلود میشه...
  • Posted: اکتبر 2, 2016 14:16

    mahdiehhh

    سلام باتشکر ازنویسنده خوش ذ وق رمان بسیار زیباییه منتظر رمان های بعدی شماهستم
  • Posted: اکتبر 3, 2016 06:51

    baharranaee

    باسلام میخواستم بدونم برای جاواهم دانلودش رامیزارین؟ منتظرم ممنون
    • Posted: اکتبر 4, 2016 04:51

      admin

      سلام خیر
  • Posted: اکتبر 3, 2016 08:56

    gord Afarid

    سلام، ميدونم كه نبايد خيلي سختگيرانه به رمان نگاه كنم بخصوص كه نويسنده خيلي جوونه، اما به نظرم واقعا بد بود، روند داستان انقدر سريع و حوصله سربر بود كه نميشد تا آخزش بخوني، جمله بندي و دستور زبان وحشتناك بود، حتي نميشد اسمش رو بذاري خاطره نويسي چه برسه به رمان، شخصيت اصلي درگير همون كليشه هاي زيبايي و قد بلند و نجابت ، همه پسرهاي طايفه هم كه عاشقش بودن، در كل جالب نبود، ما رمانهاي خيلي سطح بالايي توي سايت داشتيم، رمانهايي مثل معشوقه شيطان، خون بس، و خيلي رمانهاي عالي ديگه، چرا اونها رو نميذاريد؟
    • Posted: اکتبر 25, 2016 21:41

      باران

      یه سوال شما تا به حال رمانی نوشتید من این رمان رو تایید یا تکذیب نمی کنم اما شما کاملا به نویسنده توهین کردید و این واقعا تاسف برانگیزه شما تمام ذوق یخ ه نویسنده تازه کار رو از بین میبرید به نظر من افرادی مثل شما اگه از رمان هم ناراضی بودن نباید نظر بدن چون روش صحیح انتقاد رو بلد نیستن
    • Posted: نوامبر 18, 2016 20:00

      far

      هه ایشون کلا از همه رمانا بد گفته اقا نیا بخون خب
      • Posted: دسامبر 22, 2016 12:35

        Mina

        خب عزیزم کیفیت همه ی رمان های این سایت به شدت پایینه!اگه کسی انتقاد نکنه عجیبه
        • Posted: دسامبر 29, 2016 20:57

          س.ه

          موافقم باهات! ولی انتقاد هم روش صحیحی داره، یه نویسندۀ تازه کار رو هم میشه با یه حرف درست به راه خوبی آورد! اینطور نیست؟
    • Posted: ژانویه 16, 2017 17:56

      aida

      سلام .با توجه به انتقاد هایی که کردید به نظرم توی رمان ها تجربه زیادی دارید .میشه لطفا چند تا رمان سطح بالا معرفی کنید به غیر از معشوقه شیطان و خون بس؟
  • Posted: اکتبر 3, 2016 16:05

    maryam

    ببخشید ولی از یه نویسنده جوون نمیشه از این بیشتر انتظار داشت خیلی ها خوندن و تعریف کردن . شما نباید تجربه نویسنده های دیگه رو با تجربه این خانوم مقایسه کنید . به نظرم برای اولین بار فوق العاده بود . میتونه اشکالاتش رو رفع کنه و دفعه های بعد بهتر بنویسه . به جای تشویق و دلگرمی چه چیزا که نمیگین . واقعا که .
    • Posted: اکتبر 4, 2016 17:23

      نفس

      عزیزم موفق ترین ها همیشه کسایی بودن که از نقد دیگران استفاده کردن یک نویسنده چطور میتونه پیشرفت کنه وقتی همه از رمانش تعریف و تمجید کنن نویسنده باید ممنون باشه از کسانی که به جای تعریف الکی اشکالات و بیان میکنن تا یک روز شاهد دیدن بهترین اثر از مریم جان و امثال ایشون باشن درسته که نویسنده جوان و بی تجربه است اما دلیل نمیشه بدون مطالعه و نوشتن زیاد نوفق بشه این رمان واقعا جای تصحیح و اشکال گیری فراوون داره پس بهتره به جای این حرفا قدرت انتقاد پذیریمونو ببریم بالا
      • Posted: اکتبر 25, 2016 21:42

        باران

        به شرطی که انتقاد باشه نه توهین
  • Posted: اکتبر 3, 2016 16:12

    yasi

    سلام . قشنگ بود . اینجا جای تعریف از رمانای دیگه نیست . شما دوست داشتین بخونین و دوست نداشتین هم نظرتون رو به خود نویسنده خصوصی بگین نه اینجا . که برای نویسنده انگیزه بشه و رمانای بعدیش رو بهتر بنویسه .
  • Posted: اکتبر 5, 2016 04:28

    maryam

    سلام چرادیگه سایت دانلودکتاب واسه کوشی های (جاوا)نمیذاره
  • Posted: اکتبر 5, 2016 22:40

    zahra

    من تا صفحه 70 خوندم و ولش کردم چون خیلی چیزا رو تکرار میکرد مثلا کرم زدم و رژ و وسایلم رو تو کیف گذاشتم میگه تو هر شرایطی باید آدم چادر بپوشه ولی بعضی جاها نمیپوشه خیلی ایراد داشت همش تو مهمونیا بود و همه هم عاشقش بودن خیلی رویایی بود دیگه
  • Posted: اکتبر 6, 2016 06:50

    mz1379

    بله ، حق با نفس جونه . من چون اولین رمانمه که روی سایت میره اشکال زیاد داره ولی تو رمانای بعدی سعی میکنم اشکالاتش رو رفع کنم . رمان زیاد نوشتم ولی این اولین رمانیه که رفته رو سایت . و همین باعث شد اشکالاتم رو بفهمم . همین که تو این سن دست به قلم شدم خیلیه و این تجربه تو رمانای بعدی کمکم میکنه .
    • Posted: دسامبر 22, 2016 12:38

      سارا

      سعی کن سوژه هاتو عوض کنی،هیچکس با نوشتن این سوژه ها نویسنده بزرگی نشده
  • Posted: اکتبر 6, 2016 06:56

    maryam

    درسته ولی کمی باید ملاطفت به خرج داد به نظرم gord Afarid کمی تند رفتن . مودبانه تر میشد گفت . اگه من جای نویسنده بودم انگیزم برای زندگی کردن از بین میرفت چه برسه به ادامه نویسندگی .
    • Posted: اکتبر 14, 2016 18:59

      gord Afarid

      عزيزم من توي صحبتهام بي ادبي نديدم اگه شما ديدين مستقيما اشاره كنيد كجا؟ در ضمن اينجا هركسي مياد و نظر خودش رو در مورد رمان اعلام ميكنه، شما هم نظر خودتون رو اعلام كنيد، فكر نميكنم انتقاد از خوانندگان ديگه و نظراتي كه مطرح ميكنن كار شما باشه. اگه از رمانهاي عالي سايت نام برده ميشه براي مقايسه با اثر اين نويسنده ي جوان يا خداي نكرده تحقير ايشون و كاري كه براش زحمت كشيدن نيست، من هم به عنوان كسي كه نويسندگي رو با اين سايت شروع كردم و البته كارهاي قدرتمند سايت خيلي توي اين مسير كمكم كرده به خودم و همه اعضا حق ميدم كه از اون آثار بهره مند بشن
  • Posted: اکتبر 6, 2016 07:45

    shirin

    اتفاقا نظر دادن و نقد کار خوبی هست من نظرات و میخونم بعد دانلود میکنم همیشه هم راضی بودم
  • Posted: اکتبر 9, 2016 07:54

    maaaryaaam

    سلام.خسته نباشید...رمان از سطح بسیار ضعیفی برخوردار بود... نویسنده عزیز اگه دوست داری نوشتن و تخیلت بهتر بشه پیشنهاد میکنم مجددا این داستان رو برای خودت بنویسی....البته....با تغیرات فراوان در نقش اول و غیره... به امید رمان هایی خیلیییییی بهتر از شما دوست عزیز
  • Posted: اکتبر 16, 2016 13:25

    عاطفه

    عالی بود عزیزم
  • Posted: اکتبر 22, 2016 12:24

    mmama6798

    یه سری ایرادات داشت. مثلا عروسی فیلمبردار نداشتن ولی دی جی توی قسمت خانم ها بود.. یا خورش فسنجون توی فرانسه!!! یه سری نکات این مدلی
  • Posted: اکتبر 31, 2016 12:46

    maral ghaffarian

    متاسفانه به کتاب دسترسی ندارم و مجبورم با همین سایتها سر کنم. ولی آخه این نویسنده ی محترم حتی یه بار نشسته نوشته هاش رو بخونه قبل از اینکه بذاره برای عموم؟ تکراری و آبکی بودن رو میذارم کنار، ولی اینقدر غلط های گرامری، انشایی، املایی، مفهومی، دیگه خیلی زیاده . کسی که راجع به ازدواج و بیست روز بعد طلاق و ده روز بعد ازدواج و.... مینویسه لااقل یه نگاهی به قوانین حقوقی کشورش بیندازه بد نیست. اگر اصرار دارین متن خطبه ی عقد رو بیارین تو قصه لااقل درستشو بنویسید آخه النکاح سنتی ولیس منی یعنی چی؟ زبان مردم فرانسه ، انگلیسی نیست فرانسویه. تو دو خط نوشته ، هشت تا حرف اضافه ی "که" یه مقدار زیاد نیست؟ بهترنیست به جای هزار بار توصیف چی پوشیدن شخصیت داستان (و روسری قواره بزرگشون) یه کم روی پرداخت صحنه و شخصیت و ...کار بشه؟ باور کنید بیشتر از ۳۶۵ صفحه ی داستان، میشه اصلاحیه نوشت براش. بد نیست فرض کنید خواننده هاتون خدای نکرده یه کوره سوادی دارن و چهار تا کتاب خونده ن .
    • Posted: نوامبر 16, 2016 18:13

      zahra

      شما خون خودتو کثیف نکن...
      • Posted: دسامبر 29, 2016 21:03

        س.ه

        شما هم زیاد حرص نخور!
  • Posted: نوامبر 9, 2016 08:12

    ازاده

    رمان های جدید بذارید لطفا
  • Posted: نوامبر 27, 2016 17:37

    نگار

    چرا میگید به خاطر تو ذوق نزدن نویسنده نباید انتقاد کرد؟ ایشون انتقاد و میبینه اگر قبولش داشت سعیشو میکنه و اگر با دیدن انتقاد دلسرد شد شاید باید بره سراغ کار دیگه ای ، کار نیکو کردن از پر کردن است. قرار نویسنده بشه پس باید از یه جایی وقتی شروع کرد دلسرد نشه و از همه حرفهای قابل توجه درس بگیره
  • Posted: نوامبر 27, 2016 17:55

    mz1379

    سلام گفتم که این اولین رمانی بود که گذاشتم تو سایت و توقع انتقاد رو هم داشتم . حالا که اشکالاتم رو فهمیدم سعی میکنم که رمانای بعدیم رو بی نقص بنویسم . البته هیچ رمانی بی نقص نیست . بعد هم تا اونجایی که من میدونم و دوبار هم از روی رمان خوندم غلط املایی نداشتم ولی اشکالات نگارشی داشتم . رمانی که من نوشتم براساس اعتقادات خودم بود و اصلاعات کمی که داشتم و البته تو بعضی موارد از دیگران سوال میکردم . اگه با این وجود بازم اشکال داشت من معذرت میخوام . قابل توجه maral ghaffarian ، النکاح و السنتی و لیس منی یعنی ازدواج سنت من است و هرکس ازدواج نکند از من نیست . حدیث پیامبر هست و من معمولا تو همه خطبه های عقد شنیدمش . در هر صورت من میدونستم که رمانم اشکال داره گذاشتمش تا با همین نظرات اشکالاتم رو بفهمم و به هیچ عنوان قصدم توهین به خواننده های عزیزمون نبود . بالاخره هر نویسنده ای باید از یه جایی شروع کنه . نویسنده های موفق ما هم اولین رماناشون مشکل داشته . من بازم معذرت میخوام . در رمانهای بعدی جبران میشه .
  • Posted: نوامبر 28, 2016 18:53

    م

    عزیزم شما که عربیت اینقدر ضعیفخ از یه نفر خو سوال میکردی: النکاح السنتی ومن رغب عن سنتی فلیس منی!!! نصفش رو جا انداختی بعد کاملشو ترجمه میکنی؟؟؟؟؟
  • Posted: دسامبر 31, 2016 04:45

    ستایش

    سلام.من دنبال یه رمان میگردم قبلا توی سایت قبلی نود و هشتیا خوندمش اما اسمش یادم نمیاد .خانمه که نقش اوله چند سای از ازدواجش میگذره اما شوهرش خیلی سرد و خشک وخانمه جدیدا دستش مشکل پوستی گرفته و به تازگی به شوهرش شک کرده البته بعدن میفهمه شکش بی مورد بوده.یواش یواشم داره از رفتار شوهرش خسته میشه
    • Posted: ژانویه 10, 2017 10:40

      نارى

      سلام عزىزم او دوستم نداشت هست که خىلى جالب بود بخونش حتما
    • Posted: ژانویه 11, 2017 09:19

      maryam

      اسم رمان، او دوستم نداشت. کامل شده
    • Posted: ژانویه 14, 2017 04:40

      sara_1983

      اودوستم نداشت
  • Posted: ژانویه 15, 2017 11:36

    مریم گلاب

    سلام ممنون از نویسنده ی عزیز.رمانتو خوندم ایراداتی داشت اما بدنبود من قبلا عضو نودهشتیابودم الان پروفایلم نیست باید چکارکنم؟همه اینجوری شدن؟یا فقط من نابود شده پروفایلم؟
    • Posted: ژانویه 16, 2017 03:16

      admin

      تمام دوستان باید دوباره ثبت نام کنن
  • Posted: ژانویه 18, 2017 13:28

    عسل

    نویسنده عزیز شاید اگه قرار بود تمام متنهای تکراری ازجمله توصیف لباس (که معمولا تو هیچ رمانی دیگه دیده نمیشه مگر در موارد خاص) و نوع آرایش که اصرار عجیبی به کم بودنش داشتین و متن آهنگ هایی که تو ماشین پخش میشد رو حذف کنیم شما کلا ۱۰۰ صفحه نوشته بودین. وقتی شخصیت یک نفر رو توصیف میکنید نیاز دوباره و دوباره به تکرارش نیست. بله شخصیت داستان محجبه بودن و بدون آرایش دلیلی نداره برای هر بار بیرون رفتنش تکرار بشه که موهام پیدا نبود، آرایش هم نکردم در ضمن ایران سرانه مصرف لوازم آرایشش رتبه دوم یا شاید اول رو تو دنیا داره و تا اونجایی که من توی کشورهای اروپایی دیدم بجز خانم های مسنشون آرایشی دیده نمیشه بعد فرهاد میگه همش میترسیدم زنم مثل دخترای اونور کیلو کیلو آرایش با کاردک از رو صورتش برداشته بشه!! در کل بجز یه سری موارد کوچک رمان بی منطقی بود
    • Posted: ژانویه 18, 2017 13:29

      عسل

      به امید خواندن کارهای بهتر از شما. ممنون از وقتی که گذاشتین