98ia | نودهشتیا | دانلود رمان | دانلود رمان عاشقانه

Menu

دانلود رمان هراس ابدی

نام کتاب : هراس ابدی

نویسنده : Roqie69   – رقیه اروجی

موضوع: درام

خلاصه کتاب :

هراس ابدی داستانی است از اشتباهاتی که تمام نمی شوند و می مانند و در نهایت باعث سقوط انسان میشوند و این سقوط می تواند از یک ذهن ساده به یک هراس ابدی باشد و همانگونه که برای دختر جوان قصه ما به نام بهار بود. بهاری که زندگی اش در چهار فصل نوشته می شود و فصل اول از جایی شروع می شود که بهار در زندگی اش رنج می برد و برای رهایی از این رنج بی هویتی درون خود است که تصمیم می گیرد برای مدتی کوتاه زندگی اش را رها کند و شوهرش را و دخترش را نیز و به نزد دوستش که در اصفهان زندگی می کند برود .اما برگشتن از این سفر به آن آسانی ها هم که باید نبود و در میانه راه دچار سانحه رانندگی می شود و حافظه اش را از دست می دهد و در فصل دوم است که پای در جایی می گذارد که نمی دانست کجاست و در بستری از حوادث و اتفاقات تلخ و شیرین قرار می گیرد و انگار کسی این ها را برای رقم می زند تا زهر یک گناه و تاوان یک اشتباه از او کشیده شود و در همان فصل است که در میانه تنفر و ترس، عشق در قلبش خانه می کند و عاشق مردی می شود که تیغ بُرّنده رسوایی را زیر گلویش می گذارد و این رسوایی در وجود او شکل می گیرد و بزرگ می شود و زمانی که می خواهد پای در دنیا بگذارد زن حافظه اش را بدست می اورد و در فصل سوم است که همه گذشته در برابر چشمانش قد علم می کند و ان اشتباهی که زندگی اش را به تباهی کشید نیز ودر فصل پایانی است که بهار می خواهد به هراس هایش پایان دهد و قدمی برای جبران برداشته باشد اما همیشه همه چیز جبران کردنی نیست…..

 

گفتار نویسنده :

تقدیم به آنانکه ره گم می کنند و بی راهه می روند، اما تا ابد در آن نمی مانند.

من ، بر اين ابري كه اين سان سوگوار
اشك بارد زار زار
دل نمي‌سوزانم اي ياران ، كه فردا بي‌گمان
در پي اين گريه مي‌خندد بهار
ارغوان مي‌رقصد ، از شوق گل‌افشاني
نسترن مي‌تابد و باغ است نوراني
بيد ، سرسبز و چمن ، شاداب ، مرغان مست مست
گريه كن ! اي ابر پربار زمستاني
گريه كن زين بيشتر ، تا باغ را فردا بخنداني
گفته بودند از پس هر گريه آخر خنده‌اي‌ست
اين سخن بيهوده نيست
زندگي مجموعه‌اي از اشك و لبخند است
خنده شيرين فروردين
بازتاب گريه پربار اسفند است
اي زمستان ! اي بهار
بشنويد از اين دل تا جاودان اميدوار
گريه امروز ما هم ،  ارغوان خنده مي‌آرد به بار

فریدون مشیری

برای دانلود کتاب روی فرمت دلخواه کلیک کنید :

دانلود رمان هراس ابدی با فرمت PDF

دانلود رمان هراس ابدی با فرمت Epub

دانلود رمان هراس ابدی با فرمت Apk ( موبایل – اندروید )

Categories:   اندروید, داستان بلند, رمان ایرانی, رمان و داستان, مخصوص موبایل, نوشته کاربران سایت

Comments

  • Posted: دسامبر 18, 2016 06:38

    سعید

    لینکا خرابن
    • Posted: دسامبر 18, 2016 10:15

      admin

      لینک ها بررسی شد دوست عزیز , برای دانلود در انتهای متن روی فرمت مورد نظر کلیک کنید
  • Posted: دسامبر 18, 2016 08:11

    ساحل

    چرا لینک pdf با epub خرابه؟
    • Posted: دسامبر 18, 2016 10:15

      admin

      لینک ها بررسی شد دوست عزیز , برای دانلود در انتهای متن روی فرمت مورد نظر کلیک کنید
  • Posted: دسامبر 18, 2016 12:13

    ساحل

    لینکا درست شد:-):-* :-*
  • Posted: دسامبر 18, 2016 17:45

    سعید

    ممنون درست شدن
  • Posted: دسامبر 19, 2016 15:50

    Khanommim

    چه آرامش قشنگ و عمیقی گرفتم ازش با اینکه داستان قوی نبود ولی لحن دلچسبی داشت
  • Posted: دسامبر 21, 2016 20:55

    گلی

    :-*
  • Posted: دسامبر 22, 2016 06:52

    سوگل

    چرا نظر می فرستم ارسال نمیشه؟
  • Posted: دسامبر 23, 2016 05:12

    نرگس

    ممنون از نویسنده عزیز تلنگر خوبی بود برام خیلی لازمش داشتم خیلیییییی خوب بود ... .......
    • Posted: دسامبر 23, 2016 07:40

      Roqie69

      موفق باشین ان شاالله.
  • Posted: دسامبر 23, 2016 15:39

    sarah

    سلام من یه کتابی خوندم پسره سر جریان مرگ پدرشش کشته میشه و بعد برادرش عاشق زن داداشش میشه و باهاش ازدواج میکنه.پسره طراح لباس بود. اسمشو میدونید؟؟
    • Posted: دسامبر 29, 2016 18:51

      ترنم

      اگه اشتباه نكنم فقط يادمه اسمه زن داداشه ساراناز بود، داداشه سياوش فك كنم ... تازه خونده بودم ولى بالكل يادم رفت :)) يه دخترى هم به اسم ندا بود تو ماجرا... ميتونى از رو اسما يه سرچى بكنى
    • Posted: ژانویه 7, 2017 20:13

      سحر

      جنحه بود اسمش
    • Posted: ژانویه 28, 2017 13:11

      ناشناس

      فک کنم نویسنده اش بهاره حسنی بود.کتابای اینم ببین
    • Posted: فوریه 20, 2017 15:53

      سوگند

      سلام اسمش جنحه است
    • Posted: مارس 8, 2017 13:49

      zohre

      سلام.بله رمان جنحه
      • Posted: مارس 10, 2017 11:21

        المیرا

        من قبلا ی رمانی خونده بودم دختره وکیل بود این پیش مامانبزرگ و بابابزرگش زندگی میکرد ولی مامان باباش زنده بودن ولی اخرش معلوم شد مادره ،مادر واقعیش نبوده...و با ی پسری ازذواج میکنه ک دندونپزشک بود و خیلی هم پسر شلوغی بود ممنون میشم اگه کمکم کنید
  • Posted: دسامبر 24, 2016 12:24

    Khanommim

    دوستان یه چند وقتی بود زده بودم تو کار رمان های تلخ و گریه و اینا میخوام یکم شاد و جالب بخونم البته نه مسخره ها رمان درست حسابی هرکس اگه میشناسه معرفی کنه لطفا
    • Posted: دسامبر 24, 2016 19:24

      مبینا

      اگه رمان جالب و شاد می خواید که آبکی نباشه ، من " باورم کن " رو پیشنهاد می کنم ! رمانش خیلی جالب بود نویسنده داستانو خوب پیش برده بود .. من واقعا باهاش شاد شدم و خندیدم ، کاراکتر داستان خیلی شخصیت بامزه ای داشت و ادمو اذیت نمی کرد رمان راننده سرویس رو هم پیشنهاد می کنم .. منو برد دوران دبیرستانم .. واقعا جالب بود :) ... دوست داشتنی و شاد .. این دو تا رمان اصلا از اوک دسته رمان های مزخرف نبود که امروزه پره ممکنه نقص هم داشته باشه ولی من توی بهترین رمان هایی که خوندم جاشون دادم و لذت بردم
      • Posted: دسامبر 31, 2016 03:29

        Khanommim188

        هر چهار تا رمان رو خوندم ممنونم از راهنماییتون
    • Posted: دسامبر 28, 2016 09:47

      AVINA

      همسایه گودزیلا و اگه گفتی من کیم؟
      • Posted: ژانویه 11, 2017 07:16

        colleen

        وایییییی همسایه گودزیلا عالیه
    • Posted: فوریه 25, 2017 16:30

      فائزه

      تمنای وجودم و اسطوره
      • Posted: مارس 25, 2017 12:55

        مرضیه

        اسطووووره عااااااااولیه
        • Posted: آوریل 9, 2017 10:51

          Raha

          تیری در مسیر هم خیلی باحاله
    • Posted: آوریل 5, 2017 12:30

      h.i

      اشرافی شیطون بلا و تقاص
      • Posted: آوریل 5, 2017 12:31

        h.i

        بادیگارد
  • Posted: دسامبر 25, 2016 02:41

    سینوس

    ازاین که رمان حقیقت بود خوب حالا تلخ و شیرینش مهم نیست اما حقیقت بدنش مهمه ما عادت کردیم به دروغ گفتن شنیدن و حتی خوندن دروغ
    • Posted: دسامبر 30, 2016 09:20

      Roqie69

      سینوس جان این نظر شما در مورد کتاب من بود؟ خوشحال می شم بیشتر راهنماییم کنی؟
  • Posted: دسامبر 25, 2016 10:16

    ف.بی نهایت...

    ساره جان اسم کتاب جُنحه هست
  • Posted: دسامبر 25, 2016 10:31

    ف.بی نهایت...

    رمان شاد، میتونم بگم آینه زمان. طنز و تاریخی. جالبه. دوستان من دنبال رمان فواد هستم نوشته سپیده جلد دوم دیدبان ذهن هست اما پیداش نمیکنم. کسی میتونه کمکم کنه؟
    • Posted: دسامبر 31, 2016 03:30

      Khanommim188

      خیلی ممنونم از پیشنهاد عالیتون
  • Posted: دسامبر 26, 2016 16:06

    sarah

    ممنون ف .بی نهایت جان...
  • Posted: دسامبر 26, 2016 21:59

    مرضیه

    خواهر گلم امیدوارم بتونی رمان های قشنگت رو چاپ کنی واقعا خوب می نویسی و مخاطب رو جذب قلمت می کنی آفرین به تو عالی بود
  • Posted: دسامبر 26, 2016 22:37

    Nikimozafari

    سلام من اسم رماني و مي خواستم كه توش دختره با يه مرد كه يه پسر بچه داره و زنشو از دست داده اشنا ميشه و بعد مرد براثر حادثه اي ميمره رو مي خواستم.رمانش دو جلدي بود ميشه كمكم كنيد ممنون
    • Posted: دسامبر 29, 2016 08:07

      غزال

      سلام اینجا زنی عاشقانه میبارد، انشالله نویسنده محترمش جلد سومش رو هم بنویسه
  • Posted: دسامبر 28, 2016 21:20

    شقایق

    سلام من دنبال کتابی میگردم که قبلا در سایت نودوهشتیا وجود داشت اما اسمش رو یادم نمیاد و راهی جز اینکه اینجا کامنت بذارم پیدا نکردم. لطفا من رو راهنمایی کنید که چطور میتونم با خلاصه داستان اون رمان رو پیدا کنم. بی نهایت ممنونم
    • Posted: دسامبر 29, 2016 09:30

      zahra

      عزیزم توی یکی از موضوعات بود مه بچه ها خلاصه ی رمان مورد نظر رو میگفتن و بقیه هم راهنمایی اشون میکردن
  • Posted: دسامبر 29, 2016 10:22

    zahra

    کتاب بسیار خوبی بود .توصیه میکنم حتما بخونینش
  • Posted: دسامبر 30, 2016 09:32

    سوگل

    من متاسفانه چون درس داشتم نتونستم کل رمان را بخونم ولی اول و اخر رمانا خوندم. قلمش فوق العاده بود.و پر از احساس. مرسی رقیه جون
  • Posted: دسامبر 30, 2016 09:35

    ولی انشالله حتما میخونم چون واقعا جذبش شدم

    من متاسفانه چون درس داشتم نتونستم کل رمان را بخونم ولی اول و اخر رمانا خوندم. قلمش فوق العاده بود.و پر از احساس. مرسی رقیه جون
  • Posted: دسامبر 30, 2016 09:37

    سوگل

    ولی انشالله حتما میخونم چون خیلی زیاد جذبش شدم
  • Posted: دسامبر 31, 2016 04:44

    ستایش

    سلام.من دنبال یه رمان میگردم قبلا توی سایت قبلی نود و هشتیا خوندمش اما اسمش یادم نمیاد .خانمه که نقش اوله چند سای از ازدواجش میگذره اما شوهرش خیلی سرد و خشک وخانمه جدیدا دستش مشکل پوستی گرفته و به تازگی به شوهرش شک کرده البته بعدن میفهمه شکش بی مورد بوده.یواش یواشم داره از رفتار شوهرش خسته میشه
    • Posted: ژانویه 2, 2017 11:09

      lavender

      اسم رمان: او دوستم نداشت
    • Posted: ژانویه 3, 2017 11:45

      nazanin87

      اگر اشتباه نکنم رمان او دوستم نداشت رو می گید
    • Posted: ژانویه 4, 2017 22:14

      سعیده

      او دوستم نداشت
  • Posted: ژانویه 1, 2017 20:43

    Bitdrgw

    سلام لطفا رمان "هنوز عاشقانه كنارتوام " رو مجددا داخل سايت قراربديد!
  • Posted: ژانویه 2, 2017 06:02

    المیرا سلیمانی

    قبلا یه قسمتی بود که نظر کاربرا در مورد رمانا بود...خیلی خوب بود. ای کاش دوباره بذارید از اونا!
  • Posted: ژانویه 2, 2017 08:09

    lavender

    سلام به نویسنده ی عزیز. بعد از مدتها رمان خوندم و خوشحالم که رمان خوبی خوندم.طرف رمان نمی رفتم چون میترسیدم چیز آبکی بخونم و کلا نگاهم عوض شه. ممنونم از هنرتون و میتونم بگم عالی بود.خسته نباشید. خودم نعجب کردم وقتی تو نیمه ی داستان اسم شخصیت رو فهمیدم و متوجه شدم از اول نمیدونستم اسمش چیه!و این یعنی اینکه این کتاب اونقدری قوی بود که این توش دیده نشده و وقتی متوجه شدم چقدر حیرت کردم. فقط پردازش دیالوگ ها کمی ضعیف بود و من معمولا با دیالوگ ها سعی میکردم با بقیه ی شخصیت ها ارتباط برقرار کنم و این خیلی کم اتفاق افتاد. رمان به نظرم زود تموم شد.من هنوزم دلم میخواد ادامه ای ازش بخونم... خیلی خیلی ممنون و خسته نباشید
    • Posted: ژانویه 7, 2017 01:04

      Roqie69

      ممنونم lavender عزیز...بسیار سپاسگزارم که کتابم رو خوندید:-*
    • Posted: ژانویه 13, 2017 19:35

      maryam

      آره واقعا خیلی زود حتی حامله شدنش دیدنش اصلا کلا هیچی توش گفته نشده بود حتی من نفهمیدم کی آقا رفت سمتش کی حامله شد خیلی زود ازش گذشته بودی ولی قشنگ بود ولی آخرشو دوس نداشتم نباید کسرا اونجوری میشد آخه چراااا
  • Posted: ژانویه 3, 2017 17:50

    sarah

    سلام کسی جلد دوم کتاب مهرو موم شده با عشق رو خونده؟ داره؟
  • Posted: ژانویه 3, 2017 17:51

    A

    سلام من چند سال پیش یه رمان از سایتتون دانلود کردم، میخواستم ببینم کسی میدونه اسمش چیه؟ داستان یه پسری بود به اسم مهرداد که زندگی خیلی سختی داشت، بچه اول خانواده بود و مادرش ازش متنفر بود چون اگر اشتباه نکنم پدرش رو دوست نداشت وقتی این به دنیا اومده بود اما بچه های بعدیش رو دوست داشت بعد اینو طرد کرده بودن.
    • Posted: ژانویه 10, 2017 16:46

      بیتا

      من ی رمان مشابه این خوندم، ولی پسر اسمش کیانمهر بود ، اسم رمانشم جایی نرو
  • Posted: ژانویه 5, 2017 09:31

    Marziyeh.m.a

    دوستان این رمانهایی ک اسم بردید رو از کجا میشه پیدا کرد توسایت ۹۸ نیست ک..فقط هم کتابهای اینجا قابلیت خوندن رو داره..بقیه سایتها ک خوب نبودن
    • Posted: آوریل 8, 2017 18:04

      ضحی

      رمان" برای من بخون ,برای من بمون "خیلی رمان جذاب و زیباییه.سرچ کنید راحت میتونید دانلودش کنید .پیشنهادش میکنم
  • Posted: ژانویه 8, 2017 11:22

    زهره

    سلام دوستان قبلا تو سایت نودهشتیا ی رمانی بود ب اسم قلب من برای تو یاد تو برای من,جلد دومش هم در حال تایپ بود شما نمیدونین اسم جلد دومش چی بود؟
    • Posted: ژانویه 15, 2017 04:03

      admin

      برای سوالات خود در انجمن عضو شوید
  • Posted: ژانویه 8, 2017 18:50

    Sepideh

    نویسنده عزیزم رمانتون عالی بود محشر بود ممنونم پیشنهاد میکنم حتما بخونید فوق العاده بود
    • Posted: ژانویه 9, 2017 08:44

      Roqie69

      سپاسگزارم sepideh عزیزم:-*
  • Posted: ژانویه 9, 2017 15:04

    yasna

    سلام؛ ببخشید، من نسخه APK هراس ابدی رو دانلود و نصب میکنم، شیوه ی یک جنتلمن پاک میشه، اونو دانلود و نصب میکنم این پاک میشه! یعنی امکانش نیست که دو تا نسخه ی apk رو تو گوشیم داشته باشم؟
    • Posted: ژانویه 15, 2017 04:06

      admin

      این ایراد در نسخه های بعدی فایل های APK رفع شده در حاضر نصب این 2 کتاب در یک زمان امکان پذیر نیست
  • Posted: ژانویه 10, 2017 15:38

    بیتا

    سلام، ی رمان خوندم ک دو خواهربودن ک یکیشون ناتنی بود، و بر اثر پاپوشی ک براشون درست میکنن برای خونوادش سوتفاهم میشه ک خواهر ناتنی ب نامزدخواهرش چشم داشته و میخواد خیانت کنه اونو طرد میکنن وخودش مجبور میشه کار کنه، و افرادی ک دشمنشونن یک سرز خلافکار وقاچاقچین ک برادر رییسشون بخاطر جواب رد دختر خودکشی کرده و میخوان انتقام بگیرن
    • Posted: ژانویه 10, 2017 15:38

      بیتا

      کسی میدونه اسم رمان چیه?
      • Posted: ژانویه 21, 2017 16:31

        Ghazal

        سلام اسم این رمان سفر به دیار عشق هستش
      • Posted: ژانویه 21, 2017 19:23

        نرجس

        سلام بیتای عزیز اسم رمان سفر به دیار عشق بود
  • Posted: ژانویه 11, 2017 07:25

    mahsa

    رمان بسیار عالی بود من خوندم و لزت بردم
  • Posted: ژانویه 11, 2017 07:28

    mahsa

    رمان بسیار عالی بود من خوندم و واقعا لذت بردم.
  • Posted: ژانویه 11, 2017 23:10

    Ati

    سلام منم چندسال پیش یه رمان خوندم دوتا شخصیت با اسمای سالار و سالومه توش بود سالومه فامیل سالار بود از روستا یا همچین جایی اومده بود خونه ی سالار اینا زندگی میکرد کسی نمیدونم اسمش چیه؟؟
    • Posted: ژانویه 15, 2017 11:07

      ابتسام

      نازکترین حرار نوازش
  • Posted: ژانویه 13, 2017 19:32

    maryam

    چرا اخه چرا اینجوری تمومش کردی احساس میکنم یه غم بزرگی اومد رو دلم اخه چرا کسرا اینجوری شد ????????????????????
    • Posted: ژانویه 13, 2017 19:37

      maryam

      دو دوساعتو نیم تمومش کردم واسه اخرش ولی هم نیتونستین بیشتر بهش پر و بال بدین هم اخرش??????????????خیلی از اخرش شاکیما بخدا حس میکنم دلم میخاد بشینم کلی گریه کنم اخرش خوب نبود اخرش تلخ بود
      • Posted: ژانویه 13, 2017 20:35

        Roqie69

        مریم جان خیلی متاسفم که اخرش غصه خوردید..هیچ وقت دلم نمی خواد کسی غصه دار بشه...ولی ازین که زمانم رو خوندید ممنونم و درست می گین روند همه چیز خیلی تند بود...این رمان اولم هست که منتشرش کردم...ولی خوب کسرا حقش همین بود و خیلی بدتر از این...معذرت می خوام ناراحتتون کردم
        • Posted: ژانویه 14, 2017 15:37

          maryam

          به عنوان رمان اول عالی بود عزیزم... من رمانی که بشه از اولش حدس زد رو دوس ندارم از این که فقط یه مرد هم تو زندگیه یه طرف باشه هم چون اخرش مطمعنن میره با طرف ولی واقعا عالی بود که یه جورایی دو تا مرد تو زندگیه دختره بود این جور رماناییو خیلی دوس دارم ، من مثلا منظورم این بود که کسرا یکم کم تر خلاف کار میشد? ولی عالی بود عزیزم حتما کارای بعدیتونم دنبال میکنم
  • Posted: ژانویه 13, 2017 20:48

    مهسا آریانپور

    سلام ممنون از رمانیکه نوشتی عزیزم ولی راستش پایانش رو دوست نداشتم شاید با سلایق و اندیشه های ذهنیم سازگاری نداشت ولی دوست دارم رمان جدید ازت بخونم موفق باشی
  • Posted: ژانویه 14, 2017 16:36

    Roqie69

    :-*:-*:-*مرسی مرسی
  • Posted: ژانویه 15, 2017 08:47

    Nayere06

    سلام ببخشید کسی میدونه اسم این رمانو پسره برای محافظت از دختره اونو میبره یه روستا توی اردبیل ...؟
    • Posted: ژانویه 19, 2017 08:03

      nill

      رمان ناگفته ها توی سایت هم هست
  • Posted: ژانویه 15, 2017 08:48

    Nayere06

    سلام کسی میدونه اسم این رمانا پسره برای محافظت از دختره اونو میبره توی یه روستا نزدیک اردبیل
    • Posted: ژانویه 21, 2017 16:34

      Ghazal

      نا گفته ها
    • Posted: ژانویه 21, 2017 19:25

      نرجس

      سلام اسم رمان ناگفته ها بود
  • Posted: ژانویه 15, 2017 11:58

    Roqie69

    ممنون از همه شما دوستان
  • Posted: ژانویه 16, 2017 03:49

    Roqie69

    دوستان گرامی با تمام احترامی مه براتون قایلم درخواست دارم سوالاتتون رو در انجمن بپرسید نه در این صفحه و یا صفحه رمانای دیگه....این خیلی ناامید کننده است که منتظر بازخورد رمانم باشم و هر بار که نظری ثبت می شه با اشتیاق بیام ببینم چیه و با سوالات شما در مورد نام رمان ها مواجه بشم. اجازه بدید این صغحه هر تی هست مربوط به رمان اینجانب باشه. از همه تون ممنونم
    • Posted: ژانویه 24, 2017 21:53

      h

      معذرت بعد اینکه فرستادم دیدم مطلبت رو...?
  • Posted: ژانویه 18, 2017 07:39

    haavva

    سلامم نویسنده ی عزیز دل با اینکه واقعا داستانت با احساسات زیاد گفته شده و منه دختر واقعا درگیرش میشم ولی خوب بعضی جاها زیادی حاشیه شده تا اصلش و اینکه الان تهش باز گذاشتیییییی؟فرهاد دیگه اونو نخواست که البته حق داره ولی خب باید بین عمد و غیر عمد تفاوت باشه وگرنه اینجوری همه باس بخشیده نشن البته اینکه اجازه میده دخترش رو ببینه خوبه ولی خب میتونست کمی منعطفتر باشه ولی خوب من یک چیز را همیشه میگویم دوست داشتن برتر از عشق است و این حسش به فرهاد از نوع دوست داشتن بود و اینو خیلی درک کردم و چیزی که هر دختری بهتره براش الگو باشه امیدوارم آثارای بعدتم ببینیم عزیزم موفق باشی
    • Posted: فوریه 8, 2017 08:47

      Roqie69

      ممنونم دوست عزیزم از توجهتون.
  • Posted: ژانویه 18, 2017 12:25

    Farinaz

    سلام.بچه ها من دنباله ی رمانم ک اسمش یادم نمیاد.فقط خلاصش این بود ک یه دختری عاشقه ی پسر ب اسمه یاشار بود ولی اون رفته بود خارج و حتی با کسه دیگه ایی زندگی میکرد پسره جراح قلب بود و دختره شدیدا تو فکرش بود و دوسش.داشت و منتظر بود یاشار ازخارج بیاد و قلبشو یاشار عمل کنه واسش.. تو همین داستانا پدرش ی دکتره دیگه رو ب این معرفی میکنه ک اسمش یزدانه و اونم پزشکه و شبیه یاشارم هست .واخرسرم باهمین یزدان ازدواج میکنه???
  • Posted: ژانویه 18, 2017 21:47

    uhouhouho

    سلام ببخشید رمان یلدای بی پایان تمام شد? رو از کجا میشه دانلود کرد.
  • Posted: ژانویه 19, 2017 18:00

    فرزانه

    من رمان ازدواج توتیا روخوندم ولی تا وسطاش بود تاجاییکه با برادر دوستش ازدواج کرد.میخوام بدونم جلد دوم داره؟
  • Posted: ژانویه 20, 2017 18:02

    hengameh

    bachehaa man ye romane asheghane k na ziad gham bashe na ziad shad. tedade safahatesham ziad bashe balaye 400 500:) age mishnasid moarefi konid lotfan
  • Posted: ژانویه 24, 2017 21:50

    h

    ! من ی مشکلی دارم ممنون میشم از دوستان اگه کمک کنن... اسم رمان یادم نیست اما موضوعش درباره ی دختریه که: پدرش فوت شده و تنها زندگی میکنه معماری خونده ولی با دوستش ی کافه دارن دوست پسرش رهاش میکنه بعلت اینکه اون خانومانه رفتار نمیکنه و بطور تصادفی با خواهر ناتنیش ازدواج میکنه با ی اقایی ک خیلی پافشاری میکرده برای معماریش قرارداد میبنده در عوض اینکه بهش یاد بده که خانوم باشه و خانومانه رفتار کنه کم کم بهم علاقه مند میشن و ازدواج میکنن ولی شوهرش اشتباها فکر میکنه که هنوز با دوست پسر قبلیش رابطه داره و طلاق میگیرن...
  • Posted: ژانویه 26, 2017 10:42

    behjat

    رمان کاملا از واقعیت ها دور بود - اصلا دوست نداشتم - فقط تخیلات ذهن میتونه اینطوری باشه - اونم به شیوه یه فیلم هندی -
  • Posted: ژانویه 27, 2017 13:58

    Mahsa

    رمان خوبی بود. همه چیزش عالی بود فقط ادمین عزیز لطف کنن بخش رمانهای پیشنهادی مدیران رو دوباره به سایت اضافه کنن
  • Posted: ژانویه 27, 2017 16:02

    MMZ

    سلام...خسته نباشی...رمان زیبایی بود... داستانش برای من که جالب بود... ولی خوب طرز بیانش زیاد خوب نبود...مثلا این که یک عالمه جمله رو با حروف ربط پشت سر هم و یک سره بیان کرده بودید طوری که آدم اصلن فعل و فاعل و اینکه اصلا داشت در باره ی چی حرف میزد رو گم میکرد... اصلا هم بند و پاراگراف رو رعایت نشده بود تو نوشتنش...و باعث خستگی و زدگی میشد.... داستانش رو خیلی دوست داشتم و خوب بود ولی انتقاد کردم که ان شا الله رمان های دیگه عالی و بی نقص باشه... موفق باشید :)
  • Posted: ژانویه 28, 2017 04:16

    Roqie69

    خیلی خیلی ممنونم
  • Posted: فوریه 6, 2017 14:48

    sude

    سلام من چند وقت پیش رمانی و خوندم که دختره با پسری نامزد میکنه که پسره یه داداش دو قلو داشته که عاشق نامزد برادرش بوده بعد نامزد دختره پیش عشق سابقش بر میگرده و نامزدی بهم میخوره یادمه که هر دو برادر هم پزشک بودن رمان دو جلدی و من هر کاری میکنم اسمش یادم نیس اگه کسی میدونه لطفا بگه
  • Posted: فوریه 6, 2017 15:29

    یاسی

    سلام دوستان من دنبال یه رمانم که تو آن دختر را به زور ازدواج می کنه ولی دختر بعد ازدواج قبل این که همسرش را ببینه فرار می کنه و به شهر میره و آنجا یک نفر پیداش می کنه که فکر کنم همسرش می توانید کمکم کنید و اسم رمان را بهم بگید. ممنون تون میشم.
  • Posted: فوریه 19, 2017 19:15

    Fatemeh

    سلام رقیه بانو. دست مریزاد .عالی بود.خیلی نو و جذاب و پر کشش و البته اشک درار:)) موفق و سربلند باشی
    • Posted: فوریه 25, 2017 03:11

      Roqie69

      ممنونم فاطنه بانو...خیلی خوشحالم کردید با این کامنت پر انرژی تون
  • Posted: فوریه 22, 2017 13:53

    Kainar

    دوستان كسي ميتونه راهنماييم كنه اسم أين رمان چي بود؟ " دختره پزشك بود قبلا عاشق پسري به اسم يوسف بود ك تو تصادف كشته ميشه بعد با يكي إز استاداش ك تو همون بيمارستان كار ميكرد به اسم أمير حسين اگه اشتباه نكنم ازدواج ميكنه"
  • Posted: فوریه 24, 2017 13:19

    Raha

    سلام دوستان. من مدتها پیش عضو نودهشتیا بودم و حتی یک رمان درحال تایپ داشتم. بعد سایت یکهو خراب شد . الان اومدم دیدم هست خیلی خوشحال شدم. اما اسم کاربری و رمزم رو فراموش کردم. ایمیلمم که میزنم قبول نمیکنه.تو رو خدا اگه میدونین باید چیکار کنم تا کاربریمو پس بگیرم بهم بگین.ممنوم
    • Posted: فوریه 24, 2017 19:03

      admin

      متاسفانه بعد از فوت مدیر قبلی نودهشتیا تمام اطلاعات سایت نودهشتیا قبلی از بین رفته , برای فعالیت دوباره نیاز به ثبت نام با نام کاربری جدید دارید
  • Posted: فوریه 27, 2017 21:25

    آرزو

    سلام دوستان من چند وقته پیش ی رمان خوندم که متاسفانه نتونستم تمومش کنم اسمشو یادم نمیاد داستانش از این قرار بود که ی دختری بعد فوت پدرش برای دیدن خانواده ی پدریش به ایران میاد و نامزد میکنه بعد ی شب تو نبود نامزدش تو خواب بهش تجاوز میشه و حامله میشه،بعد از چند سال برمیگرده ایران و با نامزدش ازدواج میکنه تا بتونه داستانو بفهمه
    • Posted: مارس 13, 2017 17:14

      مهسا

      اسم رمان اگه اشتب نکنم بن بسته
  • Posted: مارس 10, 2017 11:30

    المیرا

    رمان خوبی بود من خوشم اومد ولی اخرش ی کم ناراحت شدم ولی از ی نظرم خوبه چون تو واقعیت هم همیشه همه چیز خوب پیش نمیره
  • Posted: مارس 23, 2017 08:12

    پرنسس دایانا

    رقیه عزیز قلمت خیلی گیراست داستانت مهیج و میخکوب کننده است از خوندن بعضی رمانهای لوس دختر زیبای دکتر و پسر پولدار و همخونه و حسادت و غیرت حالم بد بود که به رمان تو رسیدم و لاجرعه همه رو یک شبه خوندم . البته کمی دور از واقعیت و تخیلی گاهی میزد و چیزی نبود که بتونی موارد مشابهش رو زیاد ببینی اما لوس نبود و این خیلی ارزش داشت
  • Posted: مارس 27, 2017 08:43

    AmirHadi

    سلام رقیه خانم میشه بدونم این داستان ادامه داره اخه منو خیلی جذب کرد؟
  • Posted: مارس 28, 2017 10:45

    Roqie69

    از همه شما عزیزان که وقت گذاشتید و رمانم رو خوندید ممنونم. اقای امیر هادی نه این رمان ادامه نداره خوشحالم که خوشتون اومد
  • Posted: مارس 28, 2017 21:14

    مهشید

    به نظرم زیبا بود
  • Posted: مارس 31, 2017 07:55

    دلناز

    سلام يه رماني بود ك تو ش دختر و پسر تو يه باندن و عاشق هم ميشن پسره ايرانيه ب اسم شاين يا همون شايان دختره امريكاييه اسم رمان رو اگه ميدونيد بگيد:))
  • Posted: مارس 31, 2017 09:18

    دلناز

    يه رماني بود ك توش پسر و دختر تو يه باندن پسره ايرانيه ب اسم شاين يا همون شايان دختره امريكاييه پدر و مادر دختره ميميرن...پسر و دختر عاشق هم ميشن و جدا ميشن و كلي از اين اتفاقا...اگه اسم رمانو بگيد ممنون ميشم
  • Posted: مارس 31, 2017 14:16

    Raha

    سلام رمانای خارجی با ژانر وحشت هم دارید؟؟مثلا از آر ال استاین اگه بزارید عالیههه
  • Posted: مارس 31, 2017 14:21

    Raha

    معذرت میخوام باید برم تو انجمن شرمندههههههه
  • Posted: مارس 31, 2017 19:21

    نسیم

    سلام. بهترین رمانی که خوندم رمان جایی نرو بود. عالی بود. منو یاد رمان های فرانسوی مینداخت. باهاش گریه کردم. با وجودیکه ادم احساساتی نیستم.
  • Posted: آوریل 9, 2017 05:22

    nafas

    Salam.man y roman khundam ama esmesh yadam nist.dastane y dokhtar b esme tamana bud k babash tu sherkati kar mikard tahdid shode bud y pesar k mohafez bud asheghesh mishe.dokhtare ghablesh gharar bud ba pesar daeish ezdevaj kone. Kasi midune??
  • Posted: آوریل 9, 2017 07:10

    nfs

    سلام میشه کمک کنید یه رمان بود که در مورد یه دختری بود که تو مهمونی بهش تجاوز میشه یه پسری نجاتش میده تقصیر مینداز گردن اون پسره باهاش ازدواج میکنه بعدا عاشق هم میشن میشه اسم رمان بهم بگید
  • Posted: آوریل 11, 2017 16:43

    masoume

    رمان خوبی بود،بیان شیرین و دل نشینی داشت. خیلی احساسی و گرم بود اما کاش کمی بهتر تموم میشد
  • Posted: آوریل 19, 2017 08:38

    Roqie69

    ممنون معصومه جون. مرسی از اینکه خوندی