آخرین مطالب

درباره نویسنده :

مطالب مرتبط

۱۳ دیدگاه ها

    1. 1.1

      رها ازاد

      سلام…لطفا منتظر بمانید در حال بررسی است…ممنون.

      Reply
  1. 2

    Yosra

    سلام خسته نباشید.میشه لطف کنین و رمان رو تصحیح کنین.جمله ها درهم برهم شدن

    Reply
  2. 3

    آزیتا

    سلام
    رمان زخم خوردگان هوس ، همه جملاتیش به هم ریخته و قابل استفاده نیست .

    Reply
  3. 4

    سمیه

    تمام جمله ها بهم ریخته است

    Reply
  4. 5

    ninanarges

    salam aslan roman ghabel khoondan nist kalamatesh beham rikhte

    Reply
    1. 5.1

      admin

      سلام وقت بخیر
      کتاب اصلاح شده

      Reply
  5. 6

    Kosar.exo

    چرا جمله هاش بهم ریخته اس؟
    میشه لطفا تصحیحش کنید؟

    Reply
    1. 6.1

      admin

      سلام وقت بخیر
      کتاب اصلاح شده

      Reply
  6. 7

    Ghazal

    Slm…mishe lotf konin tedad safeha ro hm bnvisin

    Reply
  7. 8

    نگین

    همه ی جملاتش بهم ریختس
    خیلی مسخرس واقعا،خواهشا درستش کنید

    Reply
    1. 8.1

      admin

      سلام وقت بخیر ,
      مشکلات فایل اصلاح شد

      Reply
  8. 9

    صبا

    سلام خدمت نویسنده محترم داستان زخم خوردگان هوس

    داستان خوبی بود اما نویسنده قهار باید همه پازل های داستان رو کنار هم قرار بده و هیچ صفحه ای نباید سوری و الکی نوشته شده باشه ، انگار باید خود واقعیت باشه تا خواننده بهتر بتونه حس بگیره و جو رو تجربه کنه ..

    زندگی ما ایرانیها یه محدودیتهایی داره که توی همچی داستانهایی ندیده گرفته می شه و مثلا یه دختر به هر کجا و با هر کسی و به هر شهری به راحتی رفت و آمد می کنه ، شاید توی خانواده های بی بند و بار دختر به راحتی با هرمردی نشست و برخواست کنه ، ولی توی خانواده های متوسط توی واقعیت این مسئله فرق می کنه .. حالا بخواهیم بگیم اگر این میشد داستان شکل نمی گرفت ..

    اما مهمتر قسمت وقتی که دو دختر به اسارت گرفته می شن یعنی دزدیده می شن دیگه برنامه خواستگاری سوری چی بود ، وقتی الآخر باید ماشینی توی کوچه اینا رو می دزدید

    بعد مثلا این اتفاق افتاده تا جواهریان بزرگ به مرحله انتخاب برسه .. واقعا چه تصوری مدنظر نویسنده محترم هست که پدری سالها دختری رو لحظه لحظه باهاش زندگی کرده با دختری که فقط می دونه یه زمانی با زنی بوده و اون حامله شده ، تا الان هم این دختر رو ندیده فقط یه چند دقیقه ای توی شرکت که فهمیده دختر اون زن هست و تمام

    حالا ادرین سالها انتقام رو توی دلش ریخته و بزرگ شده تا بتونه انتقام بگیره ، رفته دو دختر رو آورده که این انتخاب کنه و فکرش هم این بوده که شمیم رو انتخاب می کنه و آناهیت رو می کشه و جنازه می فرسته

    خیلی واقعا مضحک می شه اگه این تصور رو کرده باشیم .. واقعی بود که آناهیت رو انتخاب کنه ، چون هیچ پل محبتی فعلا بین جواهریان پدر و شمیم ایجاد نشده بود که حالا اینها بشینن و یکی زجه بزنه و دیگری بگه که محاسبات من اشتباه در آومد و اون آناهیت رو انتخاب کرد اگر غیر این می شد ساختگی بود و

    دل زننده تر از همه اینها که به محض این اتفاق همه حس انتقام به این ختم می شه که دیگه مهم نیست اون تو رو انتخاب نکرد .. واقعا خیلی قابل تامل هست که این نگرش اینجا اتفاق افتاده که سالها انتقام رو رشد بدی و بعد فس بخوابه بی دلیل !!

    اگر مثلا این می شد که آدرین و شمیم خواهر برادر در می اومدن شاید کمی گاف ها رنگ واقعیت می گرفت

    یعنی یه بار مرد با منشی خودش که مادر شمیم بود ارتباط داشت بعد دوباره اون می ره و مادر آدرین می یاد و دوباره با اون … دیگه این مریضی توی کسی به این سطح اینقده ضایع بازی نمیشه ..

    به هر حال این ضعف خیلی بارزی بود که نوشتم والا داستان ضعف های کوچیک دیگه ای هم داره که به نظر داستان رو ساختگی می کنه

    در مجموع داستان خوبی هست اگر این نقاط ضعف رفع بشن

    با عرض معذرت که اگر صریح نوشتم .. من نوشته هاتون رو خوندم و می دونم که توانایی نوشتن رو خوب دارید پس لطفا بازنگری کنید تا هنر نوشتنون واقعا ماندگار بماند ..

    Reply

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمام حقوق مادی و معنوی برای نودهشتیا محفوظ است .